تصمیم دونالد ترامپ برای اعلام افزایش تعرفه واردات کالاها و خودروهای کره جنوبی از ۱۵ درصد به ۲۵ درصد، صرفاً یک اقدام تجاری ساده نیست، بلکه باید آن را در چارچوب یک راهبرد گستردهتر اقتصادی و ژئوپلیتیکی تحلیل کرد. این اقدام نشان میدهد که در نظم اقتصادی جدید جهانی، تعرفهها دیگر فقط ابزار حمایت از تولید داخلی نیستند، بلکه به اهرمی برای هدایت سرمایهگذاری خارجی و بازآرایی زنجیرههای تأمین جهانی تبدیل شدهاند.
۱. گذار از «تجارت آزاد» به «تجارت هدایتشده»
ایالات متحده طی دهههای گذشته مدافع تجارت آزاد بود، اما در سالهای اخیر، بهویژه در دوران ریاستجمهوری ترامپ، رویکرد جدیدی را دنبال کرده است که میتوان آن را «تجارت هدایتشده» نامید. در این رویکرد، آمریکا از ابزارهایی مانند تعرفه، تحریم، و مشوقهای مالی استفاده میکند تا شرکتها و کشورهای متحد را به سرمایهگذاری مستقیم در خاک آمریکا ترغیب کند.
هدف اصلی این سیاست، انتقال ظرفیتهای تولیدی راهبردی—بهویژه در حوزههایی مانند نیمههادیها، خودروهای الکتریکی، و فناوریهای پیشرفته—به داخل ایالات متحده است. در این چارچوب، فشار تعرفهای بر کره جنوبی را میتوان تلاشی برای تسریع اجرای تعهد سرمایهگذاری ۳۵۰ میلیارد دلاری این کشور در آمریکا دانست.
۲. وابستگی متقابل و آسیبپذیری اقتصاد صادراتمحور کره جنوبی
اقتصاد کره جنوبی بهشدت به صادرات وابسته است. شرکتهای بزرگ کرهای مانند سامسونگ، هیوندای، و اسکی هاینیکس بخش قابل توجهی از درآمد خود را از بازار آمریکا به دست میآورند. این وابستگی، در عین حال که موتور رشد اقتصادی کره بوده، نوعی آسیبپذیری ساختاری نیز ایجاد کرده است.
افزایش تعرفهها میتواند مستقیماً رقابتپذیری شرکتهای کرهای را در بازار آمریکا کاهش دهد. در نتیجه، انتقال بخشی از تولید به داخل آمریکا به یک گزینه منطقی—و گاه اجتنابناپذیر—برای این شرکتها تبدیل میشود. به بیان دیگر، تعرفهها به ابزاری برای «انتقال جغرافیایی سرمایه» تبدیل شدهاند.
۳. رقابت جهانی برای جذب سرمایه و فناوری
اقدام آمریکا علیه کره جنوبی را باید در چارچوب رقابت گستردهتر میان قدرتهای اقتصادی برای جذب سرمایهگذاریهای صنعتی تحلیل کرد. پس از همهگیری کرونا و تشدید تنشهای ژئوپلیتیکی، بسیاری از کشورها تلاش میکنند زنجیرههای تأمین حیاتی را به داخل مرزهای خود منتقل کنند یا دستکم کنترل بیشتری بر آنها داشته باشند.
ایالات متحده با استفاده از ترکیبی از فشار (تعرفه) و مشوق (یارانه و حمایت مالی)، تلاش میکند شرکتهای خارجی را به سرمایهگذاری در داخل این کشور ترغیب کند. این سیاست، بخشی از راهبرد کلان «بازصنعتیسازی آمریکا» محسوب میشود.
۴. واکنش راهبردی کره جنوبی: سازگاری بهجای تقابل
کره جنوبی، بهعنوان یک متحد راهبردی آمریکا، معمولاً بهجای تقابل مستقیم، راهبرد «سازگاری فعال» را دنبال میکند. این کشور تلاش میکند ضمن حفظ روابط نزدیک با آمریکا، منافع اقتصادی بلندمدت خود را نیز تأمین کند.
سرمایهگذاری شرکتهای کرهای در آمریکا، اگرچه در کوتاهمدت ممکن است به انتقال بخشی از ظرفیت تولیدی منجر شود، اما در بلندمدت میتواند دسترسی پایدار به بازار آمریکا، کاهش ریسکهای تجاری، و تقویت موقعیت جهانی این شرکتها را تضمین کند.
۵. نشانهای از تحول نظم اقتصادی جهانی
این رویداد نشاندهنده یک تحول مهم در نظم اقتصادی جهانی است. در این نظم جدید، قدرتهای بزرگ نهتنها از طریق بازار، بلکه از طریق سیاستهای صنعتی، ابزارهای تجاری، و فشارهای ژئوپلیتیکی، مسیر جریان سرمایه و تولید را شکل میدهند.
تجربه کره جنوبی نشان میدهد که حتی اقتصادهای پیشرفته و متحد آمریکا نیز از این فشارها مصون نیستند. با این حال، توانایی کره جنوبی در سازگاری با این شرایط و حفظ رقابتپذیری جهانی، یکی از ویژگیهای کلیدی موفقیت این کشور در نظام اقتصادی بینالمللی بوده است.