عنوان خبر 09
پرحرفي پر چانگي نطاق درآييدن صحبت گويائي طويلالقامت بالابلند بلند بلند قد ديلاق رشيد کلاهک دودکش بلند بالا قد بلند پيه مالي کردن پيه سوز پيه مالي فروشنده اقساطي تلمود چنگال پاشنه پا پنجه رام شدني تمر تمر هندي بنض نگار دنبک طنبور دف رام کردن رام آموخته دست آموز آموختگي ناخنک مردن ور رفتن ور رفتن مخدوش محرف مداخله کننده تميس برنزه مازوي دباغي دباغي کردن تانا دوپشته مزه تند بوي تند خط مماس مماس تانژانت نارنگي لمس کردني درهم برهم کردن درهم گير انداختن درهم پيچيدن گوريده کردن سردرگم کردن ژوليده گوريده گره گوريدگي گيردار پر گرفتاري درهم وبرهم تانگو تانک مخزن زره پوش حوض طناز دباغ دباغ خانه دباغي جوهر مازو سبزه رو هم کف تانزانيا شير فلکه شير آب شير ضربت آهسته باندرل بانوار بستن نوار نوار چرخان نوار چرخان نوار متر ضبط صوت نوار متر باريک شونده باريک کننده مليله دوزي کرم کدو سوراخ بشکه زيرسوپاب قير زدن قيرماليدن به تارا ترانه رتيل ماشک پارسنگ طره تارر هدف نشانگاه هدف قرار دادن آماج ترگم تعرفه عوارض طارق عزيز سمنقر کدر شدن کدر کردن کدورت کدر برزنت طرخون قير اندود درنگ کردن ترسا خرده پا ترش مزه غوره زن هرزه پارچه پيچازي تاتار تاتار انتجمون مقي جوش ترش تاتاري اسيد تارتاريک دردي شکل تارزان تاشکند کار تکليف مباشر ظالم کار معلوم تاسوعا خبرگزاري ايتار تاس کاکل ذرت منگوله منگله شرابه آويز زدن چشيدني چشيدن ذوقي مزه دادن زبان زدن مزه مزه کردن طعم مزيدن ذائقه لب زدن چشاپي سليقه مزمزه مذاق خوش ذوق خوش سليقه با ذوق باسليقه باذوق بي نمک بيمزه بيذوق بي ذوق بي سليقه بي مزاح بي مزه بي طعم بيمزه بودن بي مزگي مزهسنج چشنده مزهسنج سلق خوش مزگي خوشمزگي چشش چشايي مزهمزه لذيذ خوش طعم خوشمزه بامزه گوارا خوش مزه خوش ذائقه خوشگوار با مزه ژندهپوش ژندهپوش خال کوبي کردن خال کوبيدن خال کوبي آموخته بباد طعنه گرفتن سرکوفت دادن سرکوفت زخم زبان زدن شماتت کردن طعنه زدن طعنهزن سرزنش کننده شماتت ثوري گاو مانند کشيدگي وسفتي خمخانه خرابات شراب خانه ميخانه ميکده ميخانهدار مغ ميفروش مي فروش ميخانهدار مهره بازي تيله بازي کردن سست مهار گندمگون برنگ گندم اسمر گندمي فشارآوردن بر جزيه سخت گيري ماليات وضع کردن ماليات بستن ماليات باج تحصيلدار باج گير تحصيلدار مالياتي تقلب در ماليات معاف از ماليات ماليات نقدي ماليات جنسي مشمول ماليات ماليات بردار مالياتي ماليات بندي ماليات بندي تاکسي پوست آرا پوست آرايي تاکسيمتر طبقه بندي مودي مالياتي ماليات بده ماليات دهنده ماليات پرداز طيب طيبه افسردهشدن چاي چايخوري مهماني چاي اسباب چاي قاشق چايخوري قاشقچايخوري روقوري معلمي کردن آموختن به آموزش دادن درس دادن تعليم دادن تدريس کردن مشق دادن آموختن آموزاندن ادب کردن يادگرفتني ياددادني قابل تعليم آموختني مربي آموزنده آموزگار مربي آموختار دانش سرا معلم مدرس دبير مدرس دارالمعلمين معلمي آموختاري سواد آموزي معلمي تعليم تعليم و تعلم ماشين تدريس تعاليم چاي خانه ساج کتري چاي مرغابي جره ياتيم درآمدن يک دستگاه تيم دسته درست کردن عضو تيم همگروه گسيختگي فرسودگي دريدگي پاره کردن پارگي دريدن درانيدن فرسودهشدن اشک پارهکردن بريده شدن گسستگي درهم دريدن گاز اشک آور پاره پاره کردن گريه آور درهم دريدن قطره اشک گريان اشکبار گريه کنان خرق گريهآور گريهآور بي اشک آب غوره آبغوره شوخي کردن سخنان نيشدارگفتن شانه چوپان قاشق چاي خوري چاي صاف کن سخنان نيشدارگفتن شانه چوپان ماشين خارزني ماشين خارزني شانه چوپان بهم خورده تکنيکي فني مدير فني رسم فني فن آوري هنرسرا نکته فني اصطلاحات فني ذيفن کاردانشگردگر متخصص فني اهل هنر اهل فن کارشناس فني فن تکنيک تکنولوژيک تکنولوژيکي تکنولوژي برگردان کردن خرس عروسکي کسل کننده ممل زير پيراهني پر بودن نوجوان پس وپيش رفتن دندان در آوردن غشاء پوششي تگوسيگالپا غشاء پوششي طهران تهران تهراني تهراني تژو تل آويو تلاويو مخابرات شرکت مخابرات تلگرام تلگراف تلگراف تلگراف کردن تلگراف خانه تلگراف چي تلگرافچي تلگرافي تلگرافي دورنگاري پايان شناس پايان شناسي دورگو کابين تلفن کيوسک تلفن رابطه تلفني مکالمه تلفني شماره گير تلفن چي تلفن کننده تلکسوپ دوربين نجومي تلسکپ تلسکوپ تله تايپ تلويزيوني تلويزيون برفک برنامه تلويزيوني گفتن نقل کردن فرق گذاردن بيان کردن طالع ديدن راست گفتن خبرکشي کردن خبرچيني کردن تلومراز تهور خلق بادوام نمودن درست ساختن درست خمير کردن آب ديدگي فطرت مزاجي امزجه اعتدال معتدل درجه حرارت حرارت دما درجه گرما آب ديدهگي آب ديده فولاد آبديده ميانگيري جوش وخروش پرتوپ وتشر وابسته بمعبد معبد کنشت حرم شقيقه گيجگاه احرام معابد غير روحاني شقي شقيقهاي وابستهبگيجگاه شقيقهاي وابسته بگيجگاه گيجگاهي زودگذر فاني سماني و مکاني زود گذري موقتا موقتي بي دوام موقت دولت موقت متعه دست بدست کردآن درجه تمپرويل وسوسه کردن جلب لطف کردن دچار وسوسه کردن فريفتن اغواکردن فريفته شدني وسوسه پذير وسوسه اغوا وسوسه گر وسوسه آميز هوس انگيز ده احکام دهگانه احکام عشره ده برابر قابليت نگهداري قابل تصرف قابل مدافعه استوار سرسخت چسبنده سرسختي اجاره داري مدت اجاره مالکيت موقت اجاره دار مستاجر متصرف بودن مستاجر اجاره نشين مايل بودن مزلف تمايل گرايش مناقصه پيشنهاد مناقصه قلب رقيق نازک دل دل نازک مغرب آمر رقيق القلب رقت قلب نازک سازي ترد کردن لطيف کردن دست پخت مايل گوشت پوره دار زردپي رباط وتر وتري ريشه پيچک پايه تفکر متعقدات مذهبي دهگانه ده چندان تنسي تنيس تنيس توپ تنيس زمين تنيس تنيس باز کفش کتاني زبانه دار کردن مفهوم فحوا مفاد تصرفي ده ها زمان فعل وخيم شدن کش دار کش داري تمدد بيفشار بي کشش کشيده شدني وخيم شونده سفت کننده تانسور خرگه خيمه زدن چادر خرگاه خيمه چادر نشيني درادق بازوچهاي بازوداران خيمه زني آزمايشي امتحاني عمل تجربي امتحاناً عشر بي چادر خيام لطافت ولرم نيمگرم فقور نيمگرمي تربانتين تربانتين طفره رو ثلث واژه واژک دور دوره تصدي قابل فسخ پايان يافتني پايانه انتهاي واحد پاياني ببپايان رساندن سپري کردن فسخکردن منقطع پايان بخش پايان دار پايان بخش پايان يابي پايان دهي ختم ختام بپايان رساننده مختوم کننده فسخ کننده فسخي مجموعه اصطلاحات موريانه بي مدت بي وعده وسرب پوساندن وسرب پوساندن مخلوط باترپن مخلوط باترپن قطعه اصلي تختان تراس تراس دار کردن تختان دار کردن نوع زمين عوارض زمين قلاده گردن سگ وحشت آور وحشتناک مصيبتآميز بسيار بد فوق العاده وحشت زده مرعوب هول دادن نهيب زدن قلاده گردن سگ زميني ارضي تماميت ارضي کليسا سالاري کليسا سالاري خطه سرزمين قلمرو قلم رو ترور تروريسم رعاب و تهديد ارعابگري تروريست ارعابگر تروريست عمليات تروريستي تروريستي تهديد وارعاب ارعابگري وحشت زده کردن ارعابگري کردن ترور کردن قلمرو در آوردن پارچه حولهاي مختصر ومفيد سه يک قسمت سوم آزمودن آزمايش آزمايش کردن آزمون امتحان امتحان کردن زورآزمايي آزمون برگ ورقه امتحان کوزل آزمودني شهادت پذير امتحان پذير صدف دار عهد وصيت وصيت شده وصيتي واصي وصيت کننده وصيت کننده ميراث گذار موصي آزمايش شده آزموده شده آزموده آزما آزماي آزمايش کننده آزماينده خايه بيضه تخم خصيه بيضه اي بيضه مانند بيضه مانند خايهاي شهادت دادن گواهي دادن رضايت نامه شهادتي سفارش وتوصيه استشهادي گواهي نامه گواهينامه شهادت تستوسترون لاک پشت گنبد مانند بهم خورده ناراضي نما چهار ارزشي چهارارزشي چهاروجهي چهارپرچمي چهار برگه چار اندام چهارباله توتني توتني تکزاس تگزاس نص متن کتاب درس رساله پارچه بافته بافته پارچه بافي بافتني کارخانه پارچه بافي پارچه بافي بافندگي متني ناقد ادبي بافت تاروپود پارچه منسوج تيمور تايلندي تايلندي تايلند ريسه داران ريسه از غير از قديم انگليس مقام خاني شکر گذاردن سپاسگزاري کردن اظهارتشکر شکرگزاري کردن خداراشکر بحمدالله خدا را شکر مرسي دست شما درد نکند سپاسگزار متشکر ممنون شاکر دعاگو شکرگزار شکور ممنونا شکران تشکر ناممنون شکرگزاري شکر گزاري قابل شکر قابل تشکر آن که اين که که يعني والسلام آنجا اينطرفي آنکه آنکه همانچه آنچه کاه اندود کردن کاه پوش کردن توفال کوبي توفال سقف آب کردن آب شدن آب شده ديوار برلين پس فردا پريروز البرز مانش به اينکه پنج تن نجف اشرف گاردين لاهه بجهنم اولوالالباب گروه بين المللي بحران کارون بيشتر آسياي ميانه روند صلح خاورميانه پريشب اموي ديگري سايران سايرين داراي اولوالعزم بقيه مابقي بقيه همين همانگونه مجسمه آزادي کميته نظارت بر توليد اعضاي اوپک ايالات متحده آمريکا ايالات متحده آمريکا دارودسته دنيا تماشا خانه تئاتر تماشاخانه رو تاتر اجراء نمايش اجراء نشدني تماشاخانه مسلکي بروي صحنه آوردن غلاف دار غلاف دار تورا دستبرد سرقت قديم انگليس آنان خودشان آنها مال ايشان خود مال آنها خداپرست معتقد بخدا خداگراي آنان آنها مقاله اي موضوعي مربوط بموضوع مطلبي فرهشتي فرهشت خودشان پس سپس آنوقتي آنوقت بعد متعلق بان درآن هنگام آنگاه آنگه توجه بخدا توجه بخدا معمم الاهيون لدني اجتهاد خداشناس خداشناس اجتهاد کردن الاهيات خدا شناسي علمالاديان علم دين حکمت الهي متضمن برهان نظري تئوريسين نگرشگر ستدلال نظري نگرشگر نگرشگري استدلال نظري فرضيه بوجود آوردن نگرشگري کردن استدلال نظري کردن تحقيقات نظري کردن نگره فرضيه تئوري اهل عرفان عارف عارف درمان شناسي معالج درمان شناسي درمان شناس پذشک معالج آنجا بدانسو آنجل دراين موضوع درآنجا بدانجا به آنجا آنجل بيم رفتن بيم رفتن درهمان نزديکي بعدها بدانوسيله لذا از آنرو لاجرم بدين گونه بنابراين عليهذا از اينرو بدليل آن ازآنجا درتعقيب آن ترزا بموجب آن درآن هنگام درنتيجه آن بدانوسيله به پيوست شيرهقند واحد گرما کالري کوچک گرمايي گرمايي وابسته بگرما ترموکوپل دماپاي دماپويا ترموديناميک گرمازا دمانگاشت دمانگاره گرمانگار گرماسنج خودکمار گرمانما دمانما دمانگار گرمانگاري دمانگاري دماناپاي گرمانما گرماسنج درجه حرارتسنج ميزان الحراره دماسنج گرماسنجي دماسنجي دمادوست گرمادوست گرماگراي ترمس دمابين گرماياب ترموستات دماواکنشي دماواکنش گرماگراي دماگراي دما گرائي متعلق بان وابسته بان مجموعه اطلاعات اين رسائل فرض پايان نامه آنان آنها تياميناز ستبر انبوه غليظ ضخيم پر پشت دم کلفت ضخيم کردن کلفت کردن ضخيم شدن پرپشت کردن پرپشت شدن