وبسایت رسمی اتاق بازرگانی ایران و کره جنوبی

عنوان خبر 07

قابل تعويض جابجائي جا بجا جايگزيني تعويض ذخيره تازه دادن باز پر کردن کاملا پر پاسخ دهنده پاسخ دهنده پاسخ برگشتي جوابي جواب پاسخ گزارش دادن گزارش کردن معرفي کردن خبر راپرت گزارش نوشتني خبر دادن کارنامه مولد گزارش گزارش دادني رپرتاژ توليد گزارش خبرنگار گزارشگر گزارشگري اطلاع رساني خبرنگاري رپورتاژ گزارشي مسموعات دراز کشيدن وديعه گذاردن صندوق تابوت مالکيت مجدد يافتن تملک مجدد توبيخ کردن سرزنش کردني سزاوار سرزنش ناستوده ملامت آميز در برگيرنده بودن در بر گرفتن نيابت کردن نماينده بودن نمايندگي کردن دربر گرفتن قابل عرضه نيابت نماينده حاليکننده هيات نمايندگي هياتهاي نمايندگي معرفي کننده باز کوفتن باز فشردن جلوگيري شده سرکوبي سرکوب کننده مانع شونده توبيخ کردن توبيخ توبيخ آميز بازخواست چاپ جديد جبران دوباره بکر کردن خار کردن ممت مذمت کردن سرزنش کردن سرکوفت ملامت توبيخ مذمت لوم قابل توبيخ گله مند ملامت کننده پرسرزنش ملامت آميز نکوهشي عتاب و خطاب فساد اخلاق تناسل کردن توليد مثل کردن تکثير کردن زاد و ولد کردن باز عمل آوردن قابليت تکثير توالد و تناسل تناسل توليد مثل همآوري توالد تکثير تناسلي استعداد توليد عتاب ربس کشاله کش خزنده خزنده خزندگان خزنده خزنده جمهوري جمهوريت جمهوري آذربايجان جمهوري روسيه جمهوريخواه جمهوريخواه جمهوري خواه جمهوري خواه حزب جمهوري خواه حزب جمهوريخواه جمهوريت جمهوريخواهي جمهوري کردن انتشار مجدد جماهير دوباره چاپ کردن دوباره منتشر کردن ردي تنفر آور عدم پذيرش عقب زني وازنش تنفر آور متنفر کننده زننده تنفر آميز زنندگي باز خريدن بازخريد قابليت اشتهار نيکنامي قابل شهرت نيکنام خوشنام قابل اطمينان عرض شهرت آوازه آبرو اشتهار اسم و رسم خوشنامي آوازه داشتن ملتمس اجازه خواستن مسئلت کردن تمنا استدعا کردن تقاضا نمودن درخواست درخواست کردن مسئلت تقاضا استدعا طلب خواهش کردن رو انداختن تقاضا کردن قابل درخواست دادن طلبيده خواستار خواهش کننده التماس استمهال مستدعيات نماز وحشت نماز ميت فاتحه نماز ميت اقتضاء کردن حاجت داشتن اقتضا کردن لازم داشتن اقتضاء داشتن نياز داشتن لازم دانستن ايجاب کردن لازم بودن طلبيدن مستلزمبودن ملزوم اجباري نياز مقرره دربايست شرط لازم لازمه لازمه بازگيري سخره مصادرت اجر دهنده عوض دهنده فيلم تکراري عوض فروس مجدد اقاله فسخي فتواي پاپ تخليص کردن دريافتن رهانيدن مستخلص کننده فريادرسي رها دهنده رها دهنده نجات دهنده نجات دهنده نجات تخليص فريادرسي تحقيق کردن پژوهش تجسس پژوهشي تحقيقي تحقيق مطالعه تتبع موسسه پژوهشي پژوهش خواه پژوهنده پژوهشگر محقق دانش پژوه محقق اهل تحقيق متتبع پژوهشگر متتبع قابليت برش قطع کردني مشابهت همشکلي مانندگي شباهت همانندي تشابه مانند بودن شبيه شدن شباهت داشتن چخماقي اظهار رنجش کردن غيض ذخيره محفوظ کردن رزرو کردن ذخيره داشتن سرمايه احتياطي اندوخته کم حرف وجوه احتياطي خود داري تانک مخزن آب مخزن آب انبار آبانبار باز نشاندن بازنشاني تغيير شکل دادن تجديد وضع کردن اقامت داشتن ساکن شدن اقامه کردن منزل کردن اقامت گزيدن مقيم بودن اقامت کردن مسکن کردن ماوا گرفتن سکونت گزيدن مسکن گرفتن اقامتگاه بودباش محل اقامت اقامت مقر مسکن حضار سکني سکونت اجازه اقامت مساکن محل اقامت جواز اقامت مقيم ماندني ساکن مسکوني محلي قابل سکني مسکوني سکنه متوطن موصي له فضولات پسمانده فضله استعفا دادن استعفا کردن مستعفي شدن کنارهگيري کردن کناره گرفتن استعفا کنارهگيري کناره گيري استعفانامه مستعفي مرتجع شدن جهندگي جهنده جهنده عدول کننده ارتجاعي راتيانج رزين صمغ کاج صمغ کاج ماده صمغي رزيني مقاومت کردن ايستادگي کردن استقامت بخرج دادن پايداري کردن ايستادگي استقامت گردنکلفتي مقاومت استحکام مقاوم مقاوم استعداد مقاومت قابل مقاومت مقاومتي قابليت مقاومت سته ويژه مقاومت اشيا مقاومت ويژه عنصر مقاوم باعزم صاحب عزم مصمم ثابت قدم قطعنامه نيات جزم قطع نامه حزم مقرر داشتن اراده کردن تحليل رفتن تحليل بردن تحليل کردن حتم کردن رافع گشاينده رفع حل و فصل ايجاد طنين پرطنيني طنين دار پرطنين دوباره جذب کردن بلع دوباره مکيدن مجدد متشبث شدن توسل جستن ملاقات مکرر تشبث کردن توسل متوسل شدن تمسک کردن توسل کردن تمسک جستن توسل متشبث متوسل متمسک تشبث تمسک ذخاير کرام نمودن محترم شمردن کرام احترام احترام کردن احترام قائل شدن لحاظ احترام قائل بودن حرمت گذاردن ملاحظه گرامي داشتن توقير کردن خشوع حرمت حرمت گذاشتن احترام گذاردن بزرگداشت بزرگ داشتن حيث احترام گزاشتن احترام گذاشتن کرام کردن حيثيت احترام گذارندن محترم داشتن نيکنامي نيکنام با حيثيت معظم قابل احترام ذيجاله شريف آبرودآر آبرومند ذيشعور سرافراز مورداحترام محترمين حرمت گذار باحرمت حرمتي احترامي پر احترام محترمانه محترما توقيراً توقير مردم داري مربوطه به ترتيب بترتيب شوون قابل تنفس تنفس تنفسي دستگاه تنفس دم زدن مهلت فرجه دادن ضرب الاجل پاسخ دادن واکنش دار پاسخگو جوابگو واکنش پاسخ برگشتي وظيفه عهده داري مسئوليت مسئوليت عهده مسووليت مسووليت قتل مسئوليت داشتن متصدي عهده دار جوابده مسئول مصادر امور آزمون مقدماتي مجلس مناظره پاسخي جوابي جمهوري کشور کشور جمهوري راحت کردن استراحت آسايش کردن رفع خستگي کردن غنودن آسودن آرميدن الباقي محل استراحت آسايش استراحت کردن باقي باقيمانده مهمان سرا موقعيت سکون باز آغازيدن شروع دوباره مجددا بيان کردن بيان مجدد رستوران اغذيه فروشي صاحب رستوران مهمانخانه دار مهمانخانه دار صاحب رستوران راحتبخش پرآسايش غنوده استراحتگاه جبران ارتجاع استرداد غرامت کله شق بي قرار خستگي ناپذير بي خواب بي آرام بي قراري ناصبوري بيقرار بودن بي آرامي قابل اعاده آباد سازي تجديد بازسازي اعاده حيثيت اعاده کننده اعاده کردن اعاده دادن سالم کردن رجعت دادن مسترد اعاده دهنده مهار کردن محدود ساختني مانع شونده فشار دهنده جلو گيري محدوديت قائل شدن منحصر کردن منحصرا منحصر در مضيقه امساک سياست محدوديت توالت منتج شدن نتيجه پيامد فرجام نتيجه بخشيدن آخرين شماره ماحصل حاصل ثمر منجر شدن منتجه برآيند برآيند نتيجه بخش پر نتيجه منتج منجر مترتب ناشي از نتايج عواقب از سر گرفتن باز يافت ادامه وارونه بودن تاقباز بعقب برگشته بازخيز طغيان مجدد بازخيزگر طغيان کننده زنده کردن رستاخيز کردن رستاخيز حشر قيامت نشور معاد رستاخيزي رستاخيزي اجحيا کردن زنده کننده خرده فروشي کردن خرده فروشي خرده فروش خرده فروشي پس گيري تقاص کردن تقاص گرفتن تلافي کردن تالوان دادن تقاس کشيدن تلافي درآوردن عمل متقابل تلافي تقص تلافي کننده تلافي کننده عقب افتاده عقب افتاده کند ساختن عقبانداختن عقب انداز کند ذهن کم هوشي شتاب منفي عقب افتادگي عقبافتاده کند ساز صفحه اسطرلاب حبس نيروي حفظ کم گو کم حرف مشبک شبکهاي مشبک زنبورکي شبکهدار کردن شبکه بندي شبکه وار شبکيهاي شبکيه بيني معاينه شبکيه عزلت اختيار کردن منزوي شدن بازنشسته کردن کنار رفتن بازنشسته شدن بازنشسته منزوي عزلت انزوا تقاعد کنارهگيري بازنشستگي کناره گير معتکف جواب متقابل دادن جواب متقابل تلافي دستکاري کردن تو کشيدن در کشيدن تو رفتن نکول کردن جمع شدني انکار پذير قابليت انقباض استغفار نکول منقبض کننده ارسال مجدد عقب نشاندن عقب زدن عقب نشيني کردن گوشه عزلت عقب نشيني مستحکم سازي محاکمه مجدد آزمايش مجدد سزا جبران پذير باز يافتني بازبياب عطف بگذشته عطف بماسبق عمل معکوس عطف بماسبق دوباره واگذار کردن انحطاط دهنده تنزل کننده ترقي معکوس کردن بقهقرا رفتن پس رفت پس رفتني پس رفتي پس روي ترقي معکوس سير قهقرائي ترگي معکوس پس رو شامل گذشته پس نگري پس نگرانه انتقامي رجعت بازگرد نکس کردن مرجوع کردن معاودت مسترد کردن بازگشت برگشتن عودت کردن باز آمدن واپس آمدن عودت دادن بازگشتن عود کردن مسترد داشتن معاودت کردن باز گرديدن پس دادن برگشت باز گرداندن مرجوع داشتن باز گرداني برگشت رجعت کردن بر گرداندن مراجعت کردن مراجعت بازگرداني باز گشت اعاده دادن نکس رجعت دادن باز گشتن رمز بازگشت بازديد برگرداندني بازگشتني پس دادني برگشت پزير قابل برگشت مرجوع برگشته مرجوعه مراجعت کننده بازگشته معاود راجع پس آوري رجع رجع اعاده اياب عودت راجع برگرداني عود راجعه راجعه باز پيوست بهم پيوستگي ملاقات کردن دوباره يکي شدن دوباره متحد کردن رويتر خبرگزاري رويتر تند گشتن بهاگذاري مجدد دوباره رويه انداختن نو نما کردن افشا شده فاش کردن آشکار ساختن آشکار شدن آشکار سازي ضاهر ساختن ظاهر کردن آشکار کردن منکشف کردن لو دادن بازنمود کردن بر ملاء کردن بروز دادن متجلي کردن افشاء کردن افشاء کردن افشا نمودن افشاي سر افشاگر سر قابل مکاشفه منکشف مکشوف برملا آشکار ساز آشکار کننده آشکار سازي افشاء عياشي کردن فاش سازي الهام مکاشفه الهام الهي وحي دهنده افشاء کننده مکاشفه آميز عياشي تقاص گرفتن تقاس کشيدن تقاص کردن انتقام کشيدن قصاص خونخواهي انتقام گرفتن تقص خونخواهي کردن انتقام کينه توز انتقامجو کينه آميز انتقام جويانه داد گير انتقام گيرنده سود سهام عملکرد مامور مالياتي ماليات عوايد عايدات پرانعکاس ولوله انداختن طنين طنين انداز احترام گذاردن احترام گذارندن تکريم حرمت جناب کشيش حرمتي احترامي احتراماً خيال واهي خيال خام لبه برگشته معکوس کردن معکوس معکوس ظهر دنده عقب برگشتگي بعقب عود کردن رجوع کردن سنگ چين کردن سنگ چيني دوره کردن تجديد نظر وابين سان مرور مرور کردن منقد ادبي بدزباني کردن ناسزا گفتن تجديد نظر کردن دوباره ملاقات کردن تجدد بهوش آوري استقرارمجدد احيا احياء احياء کردن احيا کردن دوباره داير شدن بهوش آمدن نيروي تازه دادن باز جان بخشيدن بهوش آوردن احيا شدن احيا کننده بهوش آورنده نيرو بخشي زنده سازي قابل فسخ رجعي ابطال پذير قابل فسخ سلب کردن فسخ کننده شوريدن اظهار تنفر کردن اغتشاش اغتشاش کردن بغي طغيان قيام کردن بهم خوردگي لب برگشته انقلاب شورش طلب انقلابي شورش طلب آشوبي آشوبگر واگشت گر تغييرات اساسي دادن انقلابي کردن انقلاب آور دور زدن رولور رولور هفت تير ششلول دوراني گردنده دوار گردنده اعتبار گردان تنخواه گردان نمايشنامه انتقادي جنگ نمايش ردع تصريف مژدگاني دادن دوباره بيدار کردن مژدگاني جايزه عوض دادن مژده اجر پاداش دادن ثواب اجر دادن پاداش تلافي پاداش دادني ديان جوايز باز پيچي باز پيچيدن دوباره نوشتن باز نويسي ري ريحانه رضا رضاعلي يونان باستان مصنف راپسودي رشتي رحيم رئوستا لفاظي معاني بيان معاني بياني علم بديع خطابت معاني بيان بياني بحثي سرما خوردگي درد رماتيسم روماتيسمي روماتيسم روماتيسم شناسي مرکز شامه قايق باربر ريشه زايي ريشه زا ريشه مانند ريشه خوار ريشه پايي ريشه پاي لاف زني معين ريواس ريوند قافيه پرداز پساوند قافيه ساختن شعر گفتن هم قافيه شدن قافيه بندي قافيه ساز نواخت آهنگ موزون ضرب سجع مسجع پرنواخت ضربي نواخت داري پر نواختي نواخت پردازي ريال ريالي مرکز معاملات گوشت دنده دنده دار کردن دنده مرز گذاشتن نهر کندن قفسه سينه قفسه صدري روبان نوار شبيه دنده ريکاردو برنج شالي زار برنج زار رزاز کاغذ نازک کاغذ برنج
سه شنبه, 30 آذر 1395 ساعت 12:23