عنوان خبر 06
لزوم دربايست وجوب الزام احتياج ايجاب کننده احتياج مادر اختراع است گردن عنق کاشکل گلوبند عقد گردنبند گردن بند طوق مرده پرستي ثبت اموات مردار خواري مرده خوار مردار خوار لاشخور مرده دوست مرده ترسي شهر اموات موت موضعي بافت مردگي شهد شليل ندا ناميده شده نياز داشتن حاجت نياز الزام نيازمند بودن حاجت داشتن احتياج احتياج داشتن مضيقه محتاج شدن نيازمندي در احتياج داشتن مورد نياز محتاج نيازمندانه سوزن سوزن دوزي سوزن دان سوزني بي نياز مستغني بي نيازي گلدوزي سوزن زني سوزنکاري حاجات مستمند نيازمند حاجتمند حاجتمند مرد مستحق نگار نفي کردن نافي نفي سلبي منفي فيلم نافي جواب رد منفي بافي انکاري نگين غفلت کردن غفلت تسامح کردن غافلي فروگذاري تغافل کردن مسامحه کردن منفک کردن اهمال کردن تکاهل کردن فروگذار کردن اهمال ورزيدن پشت گوش انداختن ناپرهيزي کردن پشت گوش فراخ غفلت کارانه منفک غفلت کارانه سر بهوا مسامحه کار غافلا غفلت کاري اهمال سهل انگاري تغفل تکاهل غفلت تهاون تسامح فراموشکاري فرو گذاشت متهاون غافل مسامحه کار فروگذار اهمال کار برناس فرو گذار بي دقت قابل فراموشي قابل مذاکره مذاکره کننده مذاکره کردن ماکره مذاکره مذاکره کننده نگوين کونگتان کاکا سياه سياه پوست سياه پوست زنگي سياه پوست نجاشي نه سيان ايج نهرو محله شيهه اسب شيهه همسايه اهل محل مجاورت همسايگي همجوار مجاور کشورهاي همسايه هم مرز همسايه حوالي هيچيک هيچکدام نه نه هيچيک نلسون ماندلا نعمت نعمت الله نو انساني نوزا نئومحافظه کار نوزا نوزايش نو سنگ نوسنگي واژه جديد لغت اختراعي نوين گري نوواژه لغت سازي نوين گرايي نئون چراق نئون جديد الايمان نويسنده تازه نپال نپالي ابرسنج خواهرزاده برادر زاده پسر خواهر پسر برادر ابربين ابر سنج کليوي نپتون شبکه عصبي ساختمان عصبي عصب نورون مرکز عصبي بي عصب اعصاب رگه مانند متشنج عصبي عصبي دستگاه عصبي عصبانيت عصبيت رگبرگ رگبرگ رگ بال رگ بال پر عصب نشاط اقتضاء لانه کردن کاشانه غال آشيان آشيان کردن آشيانهاي کردن لانه آشيانه آشيانهاي آشيان گيري آشيانه سازي لانه سازي انبارهتودرتو آشيان گرفتن بچه پرندگان جوجه آشيانه نسطوري دام خرج در رفته دام انداختن تور درآمد خالص نرخ تمام شده وزن خالص تور مانند هلند زير ترين عالم اموات عالم اموات عالم اسفل مشبک مشبک شبکه بندي توري بافي تور سازي توري دوزي کهير مشبک کردن شبکه شبکهايي شبکهاي وابسته بعصب عصبي فلج ميگردد پي بند پي بندي عصب شناس عصب شناس پزشک اعصاب عصب شناسي عصب شناسي ياخته عصبي رگبالان برگ بال حال عصبي مخدر اعصاب بي جنس خنثي اخته کردن خنثي بي تخمدان کردن بي غرض بي طرف بيطرف دنده خلص بيطرفي بي غرضي نادرگيري بي نظري خنثي نمودن خنثي کردن بي اثر کردن بيطرف کردن بيطرفانه نيوترون نوادا بالمره مبادا نبادا هيچ وقت ابدا بهيچ وجه هيچگاه هرگز پايان ناپذير هرگز ديگر مع الوصف باوجوداين لهذا نو نوين نوساخت نوظهور غير مستعمل تازه جديد بديع حادث جديدالايمان نوعروس جديدالورود تازه وارد جديدالاسلام دهلي نو دهلي نو ايزوستياي جديد نوداماد نيوجرسي اول ماه جديد الاسلام نيوپورت نيوز دور جديد نو سنگي نيووست سال جديد سال نو نيويورک نيو يورک نيويورک تايمز نيويورکر زلاندنو زلاند نو نيوزيلند عيدي نورسيده نوزاد نوزاد نوزاده نوزاده نوآيند نورسيده تازه وارد پايه نرده مد تازه جديد الاکتشاف جديد الاختراع اخيرا جديدا تازه ساز نوساخت جديد النسق نوپا نو بنياد تازه ساز حداثت بداعت نيوز خبري اطلاعات خبر اخبار خبگزاري خبرگزاري نيوز لاين گزارشخبر گزارش خبر خبرگزار خبرنامه جريده روزنامه تيراژ مندرجات جرائد روزنامه فروش جرائد مطبوعات طبع روزنامه نيوزويک قابل انتشار نيوت نيوتن نيوتن آينده پهلوئي بعدي نزديک ترين بعد پس ازآن منسوب بلافصل وارث بلافصل دفعه ديگر مجاور نوک قلم قلم تراشيدن اندک اندک خوردن خوش خوب و مهربان خوب خوب دلپسند دوست داشتني شيک خوشايند خوش ريخت خوش منظره بخوبي طاقچه سوله يکلايف نيکلايف نيکولسن موقع بحراني نيکل سکه پنج سنتي آب نيکل دادن پشيز ورشو اسم دوم کنيه اسم فرعي نيکول نيکول سانتوس هم آشيانه آشيان بندي برادر زاده خواهرزاده دختر خواهر دختر برادر سياه قلم زدن سياه قلم ميناي سياه نکته دان شونيز سياه دانه نيجريه نيجريايي نيجريايي چشم تنگ سياه پوست خرده گرفتن شبانه شب هنگام شب شامگاه ليله ليله شبکوري لباس خواب چراغ خواب شبيخون لباس خواب مدرسه شبانه شب کاري شب کار گزمه شبگرد شبکلاه شب کلاه لباس خواب لباس خواب شبانگاه لباس شب شبخان بلبل عندليب شباهنگ شبانه شبانه هر شب کابوس بختک خفتک کابوس مانند شبرو سگ انگور تاجريزي باتوم پاسبان شب هنگام شبانگه شبانگه شبرو سياه شدگي سياه چردگي سياه شونده عقايد نهيليستي پوچ گرا هيچي نيکي نيکلاي نيکو نيل نيلگون نيلوفر نيما چالاک چابک فرز چست فرزي چالاکي فاقد نيرو نمرود ساده لوح نه نفر نه عدد نه تا نه نه چيز نهصد نه صد نه بخشي نه برابر نوزدهمين مرتبه نوزده نود نفر نود نينوا نيننوا درنهمين درجه يک نهم دردناک بودن زخمنيشگون مانع رشدونموشدن فندق شکن نوک پستان نوک غده پستانک ازنوک پستان خوردن نوک پستان نيپون طعنه آميز سوزش دار شوره بوراق بوره تيزابي تيزاب زدن تيزاب دادن ازت نيتروژن داراي نيتروژن کردن شوره دار نه خير نيوشا نه خير هيچ عبور ممنوع منطقه ممنوع پرواز هيچ احدي توقف ممنوع سبقت ممنوع دور زدن ممنوع بهيچ وجه نوح نوح پيغمبر طرفدار خود کردن درجه يک خيلي شيک جايزه نوبل اصالت خانوادگي نجبا نجابت طبقه نجبا اصالت ذاتي آقامنش شريف نجيب اصيل شرافتمند نبيل عاطر آقامنشانه آزاده کريم نوبل اصيل زاده آقا زاده کميته نوبل پاک نهاد شرفاء نجيب زاده نجابت خانوادگي نشانه نجيب زادگي کسي هيچ فرد هيچکس هيچکس در زدن زه کردن از پادر آوردن شب تاب سحر خواني شب خيز شبانه نمايش شبانه شبانگاهي زيان آور سر جنباندن باسراشاره کردن سرتکان دادن گرهدار گرهاي گره قلنبه شده ورم کرده گره گره گره دار قلنبه کوچک قلنبه دار قلنبه دار قياس منطقي سرانسان سطل چوبي ليوان چوبي آدم موحش بهيچوجه بهر حال سروصدا کردن همهمه سروصدا قال ونگ داد و بيداد هنگامه ولوله صدا تق تق شلوغي هياهو الم شنگه بي صدا پر سروصدا شلوغ پرهياهو شلوق کن پرسرو صدا صدادار پرخش پرسروصدا پرصدا هاي هاي طوعا کرها کوچ گر صحرانشين صحرانشين چادر نشين بيابان گرد بيابان نشين چادر نشين بدوي بياباني صحرانشيني چادر نشيني کوچ گري کنيه دهنده لقب دهنده مجموعه لغات فهرست اصطلاحات اعتباري اسمي فلسفه صوري وارث ساختن نامزد کردن کانديد کردن کانديد شدن نامزدي نام گذاري حالت فعلي کانديد شده نامزد شبيه قانون عجم ناهمجوار غيرعددي غيرمثبت عدم تعرض غيرمبهم نابودي معدومي معدوم غيردولتي غير دولتي پزشک مجاز غير عضو غير عضو غيريکنواخت غيرهمجوار غيرهمجوار غيرعددي غير عضو اوپک بي توقف غيرهمفکر غير آمريکايي لباس شخصي ها غيرسفيد پوست عدم بلوغ عدم رشد نود ساله ناهم پيمان غير متعهد عدم تعهد مقصود فعلي سهل انگاري سهل انگار مسامحه کار مسامحه کار غير مبارز درجه دار افسر وظيفه غير مشخص غير صريح نارسانا نامقلد ناپيرو نامقلد ناپيرو ناپيروي عدم تشابه عدمموافقت عدم رعايت غير مسري عدم همکاري وصف ناپذير غيرمخرب نافصل هيچيک بهيچوجه هيچکدام هيچيک هيچگونه بشما چه زرزر با اينحال بااين وجود اجراناپذير رمز ناموجود غير آهني غير هادي عدم مداخله کردن عدم مداخله عدم مداخله عدم مداخله غيرخطي غير خطي حسبي غير فلز غير فلزي غير بومي نامنفي غير منفي غير مساوي غير مثبت نامثبت غير توليدي غير مولد نافر آور بي منفعت جابجا ناپذير غير طبيعي غيرحاکي عدم اقامت عدم اقامت عدم مقاومت غيرحصري چرت مهمل حرف مفت محمل حرف جفنگ مهملي کتره مزخرف مج بيخود ياوه خرت و پرت دريوري چرند بسباس مهمل پرت بيمعني گري ياوگي غير منطقي عدم تعقيب کم اهميت غير مشخص نچسب بي وقفه بدون توقف عدم پشتيباني عدم استفاده غير شفاهي غيرزباني ماکاروني ظهر ظهر نيمروز وسط روز نصفالنهار نيم روز وسط روز هنگام ظهر موقع ظهر نوري در کمند انداختن خفت کردن جواب منفي نه نه وابستهبهشمالاروپا وابستهبهشمالاروپا نوريس ماخذ قانوني هنجار بهنجار طبيعي هنجار خط ناظم عادي پايان عادي صورت هنجار هنجاري هنجارسازي عادي کردن هنجار شده هنجاري معياري بي هنجار بي هنجاري ضوابط اسکانديناوي باستاني شمال شمال افريقاي شمالي آفريقاي شمالي آتلانتيک شمالي کره شمالي قطب شمال بادشمال عازم شمال شمال خاوري شمال شرقي شمال شرقي شمال شرق شمال شرق شمال شرقي شمال شرقي شمال شرقي شمالً شمالي ائتلاف شمال ايرلند شمالي شفق شمالي شمالا بسوي شمال شمالا قسمت شمالي بسوي شمال بسوي شمال قسمت شمالي شمال غربي شمال قرب شمال غرب شمال غربي شمال باختري شمال غربي شمال قربي نوروز نروژ نروژي دماغ ناس بيني دماغه خون دماغ برآمدگي بيني مخروط دماغه رودماغي خون دماغ رعاف پل عينک فضولانه نصرت نصرتالله غربت غربت زده منخر سوراخ بيني منخرين فضول فضول مدار نفي بگذريم که انجام نشده نه چندان دور بيوقت نه تنها که هيچ عمل نفي غير مسئول بي ذوق گذشته ازاينکه گذشتهازاينکه توجه شود عظام گواهي رسمي کردن عاقد محاضر دفترخانه سردفتر صاحب محضر دفتريار محضر اسناد رسمي محضري نماد کردن عددنويسي رقم نويسي چوبخط زدن فرورفتگي شکاف چوبخط دندان موشي حاشيهنويسي يادداشت کردن نت تبصره ياداشت ياد داشت کردن يادداشت سررسيد دفترچه کتابچه دفتر يادداشت دفتر ياد داشت کتابچه يادداشت دفاتر مورد ملاحظه مورد توجه شايان توجه قابل دقت گفتني هيچ چيز هيچکار هيچ چيز اخطار اطلاعيه تنبه اعلان مشاهده کردن استحضار تفاوت محسوس محسوسيت ابلاغ اخطاريه اخطار تذکر آگاه سازي گوشزد متوجه ساختن خاطرنشان کردن آگاه ساختن در جريان قرار دادن اخطار کردن اطلاع دادن خبر کردن صرافت معروفيت متجاهر انگشت نما علانيتا نان بادامي فلسفه کانت اسم مضاف مضافاليه قوت دادن پرورده مغذي تغذي غذا قوه ادراک فاني ستاره نو اختر ساوسنگ نوواک بديع کتاب داستان رمان نوظهور جديد رمان نويس بدايع نوآوري نوظهوري طرفه حدث تازگي نوامبر جديدالايمان مبتدي نو آموز نوچه تازهکار مبتدي کار آموزي کار آموزي حالا هماکنون حال اينک امروزه بههيچ طريق بهيچوجه