وبسایت رسمی اتاق بازرگانی ایران و کره جنوبی

عنوان خبر 05

بطور کج آتلانتيک اقيانوس اطلس مهره اطلس نقشه جهان بخارسنج جوي جويات اتم آتم اتمي جرم اتمي منع اشاعه فن آوري اتمي وزن اتمي مبحث اتم تبديل جسم بذرات کوچک بمباران اتمي ژيگلور کفاره دادن تقاص پس دادن ديه سست مزاج مي ريزد جنيات الصاق کردن ضميمه کردن علاقهمند چسباننده دلبسته علاقمند ملازم ملتصق ملازم چسبيده الصاق ضميمه عليقه چسبيدگي پيوست علاقه مندي دلبستگي لواحق ملحقات ضواهر علائق تک هجوم آوردن حمله بردن حمله کردن يورش تک هدف حمله قرار دادن هجوم کردن تکش هجوم بردن حمله ور شدن حمله مورد حمله قرار دادن تاخت کردن تعرض کردن حملهور يورش آوردن هجوم يورش کردن تهاجم کردن حملهي متهاجم دست يافتن به بدست آوردن بدست آمدن نيل شدن بوصال رسيدن بمنزل رسيدن بمراد رسيدن بمراد خود رسيدن بمراد خود رسيدن بحد کمال رسيدن قابل دسترسي بدست آوردني دردسترس نيل منال فضيلت حصول عطر گل کوشش سعي سوءقصد اقدام به قتل مبادرت پرداختن حضور يافتن ملازمه ملازمت کردن ملازمه داشتن حاضر شدن ملتزمين ملازمت تيمار پرستاري حضار ملازم ملتزم ملازم توجه دل دادن دقت مراقبت اعتنا حواس مواظبت مواظب دربند متوجه ضعيف شذن سوگند ياد کردن تصديق امضاء کردن تحليف لباس پوشاندن طرز برخورد وکيل وکيل مدافع توکيل وکيل دعاوي وکالء وکيل الرعيا مجذوب ساختن مجذوب کردن مجوب مجذوب جلب جاظب جاظبه جذابيت جذب دلفريبي جاذبه ربيش زخارف فريبنده دلاويز دلکش گيرا دلربا گيرنده جاظب جذاب تيکه دلبند جاذب دلفريب رنگ و بو جذابيت جاذبيت ملاحت گيرندگي گيرائي جاظبيت اسناد دادني نسبت دادني قابل نسبت دادن وصف اسناد دادن اسناد کردن صفت منسوب داشتن منسوب کردن نسبت دادن مسند صفات بستن به وصفي صفت توصيفي وجه وصفي آتوسا عطيه غيرمعمولي خرميي فروش بمزيده گذاشتن حراج بمزيده گذاشتن حراجچي گستاخ جسور بي پروا بي باکي رسائي قابليت استماع شنيدني علامت سمعي حاضرين ملاقات رسمي مستمعين مسموع شنيدي شنيدي بسامد سمعي ديد و شنودي ديد و شنوي شنيي سنج شنيي سنجي علاقمند بموسيقي اداره مميز استماع قدرت استماع آزميش هنرپيشه سامعه سماعي سمعي مميز مميز مميز حسابداري مستمع مستمع شنونده طالار شنوندگاه سمعي سماعي سامعهي مجري سامعه متراکم شونده متراکم کننده زياد کننده فال بين استخاره کردن استخاره عالي نسب آگوست اوت آگوست رودن زن عمو زندائي عمه آبو زن عمو خاله گوشي تواتري زرخيز طلادار سرخي شفق تطير توجهات هميون خجسته فرخنده فرخ رياضت کش رياضت استراليا استراليائي استراليائي اطريش اتريش اتريشي اطريشي اطريشي اتريشي جبار مطلق جبار مطلق موثق قابل اعتماد معتبر اعتباردادن اصالت سنديت صحت و سقم موجد مصنف نگارنده نگارگر حق التاليف طرفدار استبداد حاکمانه حاکمانه مراجع اولياء امور شئون اولياء متصديان مجوز صاحب نظر واردبکار اختيار مسئوول اجازه امارت يا سندي حاکميت صولت نويسنده معتبر تنفيذ اختيار دادن تنفيذ کردن مجاز صاحب اختيار ماذون امضي مجاز ماشين سواري اتوبان خودزيستنامه نگار خودزيستنامهي خودزيستنامه استبداد سلطان مطلق سلطان مستبد استبدادي مستبدانه تک ميز بانه احتلام خودگاني خودزا خودپيوند دستينه مثل عکس خودخوار خودخواري خودکافت ماشينهي خودکار نظريه ماشينها خود کار کردن خودکار شده خودکار مقابله خودکار کامپيوتر خودکار کنترل خودکار سامانه خودکار آزميش خودکار اسلحه خودکار خودبخود بصورت خودکار بخودي خود خودبخودي اتوماسيون بطور خودکار خودکاري ماشين خودکار پائيزه ماشين سواري ماشين خودرو اتومبيل خودرو صنيع خودرو سازي صنيع خودرو صنعت خودرو صنعت خودرو سازي مرکز تحقيقات و نو آوري خودرو خودرو طرفدار خودمختاري خود مختار خودگردان خودمختار بصورت خودگردان خودمختاري خودگراني خودبري تشريح مرده کالبد شکافي کالبد شکافي جسد غير جنسي القاء بنفس تلقين بخود خود مبدل چاپ خودکار سوادعين خزان پييز برگ ريزان پائيز خريف خزاني خريفي کمکي عمل کمکي انبار کمکي فعل معين معکوس معکوس آوا بکار خوردن سودمند بودن شخص مفيد فراهمي دسترسي دست يابي قابل دريافت در دست فراهم دسترس موجود دست ياب بهمن زيادهجو دادگيري کردن انتقام گيرنده انتقام جو انتقام گير منتقم خونخواه دادگير انتقام گيري خيابان وسيع متوسط معدل معدل حد متوست ميانگين متوسط متعارفي معدل گرفتن اظهار محض بدآمدن نفرت کتاب زرتشت اوستا سوخت طياره مرغي مرغدار متصدي مرغان مرغدار مرغداني محل پرندگان هواپيما راني کردن هوانوردي هواپيمائي هواپيميي کشوري هوا نوردي عرف هوانوردي هوانورد بو علي سينا مرغداري حرص مشتاقانه آويزه اوکادو اجتناب کردن پرهيز کردن تحاشي کردن احتراز کردن اعراض کردن شانه خالي کردن طفره رفتن از پرهيختن اجتناب پذير حذر اجتناب تحاشي احتراز تجنت محذور اعراض مستقر ساختن اظهار آشکار اعتراف شده مرتهن ياگروگير انتظار کشيدن در انتظار بودن بيدار بيداري کشيدن بيدار ماندن اعطا کردن اعطاء کردن جيزه جويز ملتفت مسبوق هشيار مطلع هوشيا باخبر واقف نسبوق بودن آگاه بر حذر ببااطلاع آگه هشياري هوشياري آگاهي کنار متصلا بيک طرف دوراز فاصلهدار هيبت هيبت دادن باهيبت وحشت آور خوف زده مدتي يک چندي غير استادانه بي قواره خامدست خامکار سرهم بند ناشيگري سوراخ کن درفش بطور ميل چپ چپ تبر تيشه تيشه زدن تيشه محوري زيربغلي ارزش شناسي بديهيت آسه محور چرخ نيروهي محور محور آسه پولوس موسسه پژوهشي ينده يت يتالله يت الله حکيم يت الله سيد محمد باقر حکيم يت الله سيستاني يت الله واعظ طبسي يدا يمن الظواهري عينالله يوب آزاده اعظم اعظم الملوک اعظم السادات آذر آذردخت آذر آزرم آذربيجان آذري آذري عظيم عظيمالله السمت آذين آزيتا عزيز عزيزه عزيزهبيگم عزيزالله بي زيوي عزرائيل مينا سنگ لاجورد مينا لاجورد نيلي آسمان نيلگون نيلگوني لاجوردي بي جفت بي جفت فعال همه هر چيز هيچکار قهر قهر قبل از ميلاد بع بع کردن بعث باباعلي بابک ياوه پريشان گفتن ياوه گفتن من ومن سخن بيهوده روده درازي کردن ياوهگو پرت گو ژاژخاي روده درازي ژاژخايي ژاژ بناي شگرف طرح خيالي عنتر طفل طفل شيرخوار کودک کودک شيرخوار رضيع نوزاده نوزاد بچه دندان شيري بابل بابلي بابلي درجه باشليه باکارا توت مانند بادهپرست آواز مستي بدون عيال عزب عزب مجرد باشليه دانشياب ليسانس عزبي تجرد بي زني ميله ميله ميله ميله باسيل کول خلف ظهر عقبي عقب پشتانداختن ظهر پشت پس کوچه پس و پيش پس و پيش لغت سازي پس زه زدن دبه کردن دبه در آوردن تکيه گاه بعقب بردن بعقب رفتن پشتي کردن حياط پشت درد درد کمر کمردرد پس کوچه غيبت کردن غيبت استواري ستون فقرات مازه پشت گرم پشتي دار نتيجه معکوس گرفتن مهره نرد تخته نرد شش انداز نراد دورنما سابقه پيشينه پردازش زمينهاي برنامه زمينهاي پشتي انباره پشتيبان واکنش شديد کوله عقب زني دبر پسبرد پسبردن پلهکان پشت شمشير يکدمه پشتيباني کردن سيستم پشتيبان بدون ترقي ازپشت عقب مانده باريکه آب جنگلهاي دورافتاده حيات خلوت ترکيزه ميکروب باکتري باکتريائي ضد باکتري ميکرب شناس باکتري شناس باکتري شناسي آلودگي بميکرب بد بي محل لاوصول مشئوم ناسره سوء بد بدسلوکي روزبد نگون بختي بد شانسي بدبياري بخت سياه گوشت خراب خلق تنگ طيره مرغوا تنگنا تعفن بي سليقگي بدمزگي بدسليقگي کج سليقگي تند خويي بي ظرفيتي بددل تند خو بدحالت بدخلق بدخشان مدال گورکن سربسر گذاشتن شغار بادغيس بطور بد بطور ناشايسته بنا ساز بدمينتن بدر بينتيجه کردن بور کردن دست پاچگي چنته ساک خورجين کيسه کيسه تبره نافه يک بسته يک بقچه بارسفر کيسه دار پارچه کيسهاي کيسه اي متورم بغداد باقر باقر حکيم ني انبان بهايي بهايي بهائيت بهامين بهار بهارک بهاره بهمن بهمن بهمن بحرين بحريني بحريني بهرام باامانت سپردن ضامن شدن کفيل گرفتن مظارب کفيل دهنده عضوانجمن شهر ضابط امانت دهنده کفيل دهنده ضامن مايه تطميع طعمه دادن طعمه طعمه دهنده طبخ کردن پختن غذاي پخته شيريني آردي شيريني آردي غذاي پخته نان پز نانوا شاطر خباز نانوايي نانوا خانه نانوايي نان وايي دکان نانوايي بختياري بختيار بختياري بختياري طبخ جوش شيرين باکو تعادل بر قرار کردن مانده بالانس بحال تعادل در آوردن مساوي کردن تتمه تراز متعادل کردن تعادل موازنه برابري دروزن توازن مابقي ترازنامه بيلان رقاصک متوازن متعادل ترازمند سيستم متعادل آکروبات لعل بدخشان بالکن خروجي لژ بالا تاس طاس کجل کل بي مو کم مو کجلي داء الثعاب طاسي تاچه عدل کردن عدل ماهي سيم والانه آتش علامت مصيبت بار غم انگيز امتناع ورزيدن زيرش زدن مايه لغزش طفرهرو زيرش زن بلخ امتناعي مجلس رقص گلوله کردن گوي توپ بازي توپ گرهک گروهه بلبرينگ شعر افسانه اي مسمط مستزاد بالاست باله بالت منجنيق سنگ انداز بادکنک مثل بالون بالن ورقه راي صندوق آرا مرهم مرهمي نوعي کالباس بلسان بالتيک بلوچ بلوچ زبان بلوچي بلوچ بلوچستان ستون نرده خيزران بامبو بامداد بامين بمشاد قدغن کردن نهي لعن کردن نهي کردن منع کردن تحريم کردن بنفشه موز بند باند اره نواري تنزيب پانسمان رفاده باندبيچي جبيره زخم بندي گيسوبند نوار چسب باندرول باندرول نوار چسب سارق راهزن راهزن سرقت مسلح راهزني سگ بزرگ قطار فشنگ پاچنبري مخرب زندگي جاني چتر زلف بانکوک بنگلادش النگو دور کردن نفي بلد کردن اخراج بلد کردن نفي نفي بلد تبعيد بانک قبولي بانکي سفته بانکي بانک دار بانکدار صراف بانکي بانکداري صرافي اسکناس پشتوانه سرمايه بانک ورشکست اعسار افلاس ورشکستگي ممنوعه منحه درفش علم رايت مهماني سور بزم خروس وزن شوخي کنايه دار خروس وزن خروس وزن تعميد غسل غسل تعميد خاج شويان تعميدي معمد تعميد دهنده تعميدگاه جاي تعميد تعميد دادن ميل مشروبفروشي شمش بار نمودار ميله اي چاپگر ميلهاي باراک براتعلي پيکاندار کردن بي تمدن بربريت بربري وحشيگري بي رحمي قساوت قلب توحش وحشي کردن غير مصطلح جوجه کباب خاردار سيم خاردار ماهي ريشدار هالتر دامبل سلماني سرتراش آرايشگر آرايشگر زرشک ريش تراشي موي کوچک زرهاسب برديا لخت شدن نمايان کردن پتي بي وسيله دست تنها ماشين لخت
سه شنبه, 30 آذر 1395 ساعت 12:23