عنوان خبر 04
بي ظرافتي ترشرو آسيابي زمين دوخ کوبيده طبقه همکف اشکوب هم کف نيروي زميني طرح عمومي طرح اساسي اجاره عرصه کمترين نيرو نيروي اساسي هريسه پايهگذار واهي بي اساس بي اصلص گياه زميني تير پايه دستهکردن زمره هيات دسته کردن عده گروه بندي کردن جوقه گروهه گروهي دسته شدن گروه جرگه دسته اقشار محافل دستجات باقرقره دوغاب دوغاب زدن بيشه زار شاخسار بيشه رشد کردن روياندن عمل آوردن زياد شدن رويانيدن رشد و نمود کردن روييدن رستن نمو کردن سبز شدن عمل آمدن نمو دادن ريش گذاشتن ريش گذاشتن گنده شدن وسعت يافتن برگ درآوردن پير شدن بزرگ شدن نشو و نما کردن روينده نشو راشد افزاينده روينده روييدني خرخر کردن رشد کرده پرورش داده رسته روئيده رسيده سبز شده جوانه زده گوشت زيادي نمو افزايش نماء رشد نشو رويش نشو و نما کرم خورده للج لج لجاجت کينه بخل ورزيدن غرض بغض فرساينده وحشت آور نفرت انگيز درناسانان غنده زدن غر زدن غرغر کردن غرولند کردن قر زدن ژکيدن غر غرغرو غرغرو غرغر غرولند لندلند غنده شاگرد خانه بد خلقي بد اخلاق بد خو بد خلق سرخ ماهي عداوت کود چلغوزي مظمون له تعهد دادن ضامن کردن التزام تضمين کردن تعهد ضمانت گارانتي تضمين تامين دادن مضمون له ضمانتي پابندان پابندان ضمانت کننده گارد پاس دادن سپر کردن مامورانتامات نگاهبان مامور گارد پاسداري کردن نگهباني کردن پاسدار نگهباني دادن نگهبان مراقبت کردن ضامندار محروس محروسه پاسدارخانه متکفل سرپرست متکفل قيم شوراي نگهبان بي سرپرست قيموميت سرپرستي مراقبت نگهباني پاسباني پاسداري مرزباني اطاق کشيک گواتمالا وابستهبهفرماندار گودرز وسيله تطميع مشتلغ چريکي چريک حدس حدس زدن ميهمان مهمان ضيف مسکن گزيدن اطاق پذيرايي اتاق پذيرايي قاه قاه خنده بلند رهنمايي هدايت دلالت راهنماي رهنمود راهنمايي راهنمايي کردن راهنما راهبر هدايت کردن ارشاد کردن راهنما راه نما هادي دلالت داشتن کتاب راهنما کتاب راهنما راهبرد رهنمون رهنمون ارشاد راه نما صنف سنخ محل اجتماعاصناف صنوف تلبيس روباه صفتي گيومه گردن زن کاغذ بر گيوتين حرج مخطي مقصر مجرم مرتکب مقصر گناهکار تقصير کار گينه مرغ شاخدار بوقلمونماده خوکچه هندي گيپور تور گيپوري لباس مبدل تار گيتار زبان گجراتي گجراتي گجراتي وابسته به مري خليج مري گول خوري زود باوري فريب خوري گولخور ساده لوح آبکند دره کوچک لقمهبزرگ غورت غورت دادن جرعه غلپ درخت صمغ قي چشم لثه دندان انگم چسب صمغ لثه صمغ رزيني صمغي شدن صمغ مانند صمغ دار صمغ دار صمغ مانند سقزدار سقزي صمغي عقل سليم طپانچه هفت تير تفنگ گلنگدن تير رس تيرپرتاب کتيرا توپدار سگ شکاري کسيکه با اسلحه گرم ميجنگد تيراندازي تير اندازي مادهچرب تفنگ چي توپچي دزد مسلح تفنگدار مفرغ توپچي تير انداز علم توپخانه خان تفنگ جوال کيسهگوني باروت سفره خانه افسران کشتي زخم گلوله تير رس تفنگساز گورانگا شرشر کردن شرشر غرغره غلغل کردن غلغل خشتک بغل دم باد ناگهاني بادتند وشديد چششي توفاني شکنبه جرات دل و جگر فاضل آب آب رو شيار دارکردن آبگند آب رودار کردن حلقي گلوئي حروف حلقي يارو بچه ها حرص زدن ورزشگاه ژيمناست قهرمان ژيمناستيک ژيمناستيک باز ژيمناست ژيمناستيکي ژيمناستيک بازدانه پزشک زنان مجموعه مادگي مادگي گچ دار گچ مانند سنگ گچ غربتي شبيه کولي غربتي لولي لوري کولي دوران داشتن گردش نما ژيروسکوپ هائيتي قاه قاه اعتياد خراز خراز حبيب حبيبه حبيبالله لباس زيبا لباس روحانيت خو عادت مسکون آباد جاي اصلي مسکن طبيعي زيستگاه عادات خصايل عادتي عرق خور عرق خور دائم الخمر دائمالخمر ورد زبان ورد عادتا عادت دادن معتاد شدن خوگيري عادت روزانه سايه زني قلم هاشور زدن آژ هاشور هاشور زدن نويسنده مزدور درشکه کرايه اره اهنبر کتان زن درشکه کرايه اسب کرايبه استعمال شده کنايه مبتذل اره آهن بر حداد آدل هادي حاجي حج زيارت حج زيارت حج حاجي حائري حافظ حافظ اسد مه سفيد عجوزه عجوزه شيطان زاده فرزند ساحره بطور ناهنجار چانه حيفا دانه تگرگ تگرگ برف تگرگي توفان تگرگ مو گيسو گيس شعر موي سر زلف طاسي سر مو شکاف تار مو مويي موشکاف موشکاف موشکافي پارچه خيمهاي موچيني آرايشگر زنانه سلماني بيمو بي مو کم مو بي مو بي کرک بدون کرک ريزش مو گيره مو پيوک مويي مودار پشم آلود پرمو پر مو پشمالو موداري هاجر حاجي حاجيمراد حاجيه حاج حکمعلي حکيم حکيمه تبردار سوي ديگر بردن هاله نيم نيمي بطور ناقص نيمي نصف نيمه نصف نصفا نصف ناتني ناتني نيم پخته نيم پز کردن نيم جان نيم تاق نصفه کاره گره خفتي نصف درازا نيم افراشتن زن قحبه نيم باز نيم باز نيم خيز خواهر ناتني ناتني زير پيراهني نيم تخت زدن نيم تخت انداختن نيم وقت نيمسوز نيمه بيهوش پولوس خواهر انده ناخواهري نيمه راه نصفه کاره حليمه حليمهخاتون گند دهان سالن دالان سرسرا طالار هال دالان سرپوشيده طناب پرچم هالووين شب اولياء هذيان گفتن هذياني گفتن توهم توهمي توهم گير کردگي هذيان آور هاله هآاله بستن جنگ ودعوا ايست کردن متوقف کردن ايست دادن مکث توقف متوقف نمودن لنگر انداختن ايست متوقف مهار کردن مهار غير مداوم سکته دار لنگان لنگان دو نصف کردن دو نيم کردن مناسفه طناب پرچم ران خوک ژامبون گوشت ران سنگين دست سنگين دست حماء همدان همداني حماس هامبورگ همبرگر همبورگر حامد حامد کرزي هامي حميد حميدرضا حميده ضربت زدن چکش زدن سخت کوشيدن چکش پتک پتک زدن با چکش زدن دسته چکش سرچکش بانوج هاموي بي نتيجه کردن همشهري قلاب کوچک حمزه هان دونگ نانگ حنان قشراوي يک وجب عقربک چنگ عقربه آويزان شدن دست سندان چه بمب دستي جنگ تن به تن ساعت شني دستاس عقربک خوش اندامي گنجشک روزي دست پرورده دست ساخت دست افشار دست فشار دست دوز کيف دستي هندبال رساله کتاب راهنما کتاب مرجع چرخ دستي صنايع يدي هنردستي دستبند زدن دستبند بخو مشتواره مشتي مشت گيره دستي فلج معلول آوانس فلج صنعت دستي دستورزي هنردستي هنر دستي دستورز کاردستي کار دستي دستمال دسته سرو کار قبضه شمشير جادستي رفتار کردن دستينه ادارهکردن دستگيره با احتياط دست بزنيد بي دست رتق رسيدگي رتق و فتق امور فهرست مختصر دستي دستباف مشت رنده تلمبه دستي نرده دست اره دشت کردن رونما بيعانه دادن رونما دادن دست دادن جميل نيک منظر وسيم خوبرو غلمان بالانس زدن دستخط کردن دستخط خط خطي سهل الاستعمال قابل استفاده بدار آويختن آويزان بودن بدار زدن آويخته شدن آويختن طناب انداختن دار زدن آويز کردن آويزان کردن چسبيدن به بدار آويخته شدن ول گشتن ولگردي کردن شل و ول شدن سماجت ورزيدن پاتوق متفق بودن شرمنده وترسو آشيانه آويزان کننده آشيانه هواپيما معلق کننده مفت خور موي دماغ متکي بر آويزان درحال تعليق عمل آويختن بدار آويزي اعدام دار زن مامور اعدام ريشه ناخن صنعت دست هانيه کلاف کردن طعمه شکار شوق وافر هانوي هانوور هانس کريستين آندرسن اتفاقي اتفاقا شانسي نيم دانه سلولهاي جنسي در ظاهر منفرد زيست شناسي بل پيش آمدن رويدادن پا دادن واقعشدن واقع شدن رخ دادن پيشامد کردن جريان داشتن در رسيدن وقوع يافتن اتفاق افتادن روي دادن عارض رخداد وقوع شاديانه بخشنودي بارضايت باشادي شادکامي خوشي خوشوقتي ارمگان شعف نشاط سرخوشي شادماني خوش بختي بشاشت عافيت خوشحالي خوشنودي شادابي سرور خوشبختي شادي سردماغ خوشبخت سرخوش خوشحال خوش مشعوف خوشحال خوش اهوال سرحال شادکام شاديبخش دلخوش شاداب دلشاد دل زنده شادمان بانشاط بشاش شاد دل مسرور شاد بهر خوشبخت خوشنود خوشوقت فرخنده ذوق زده فرخ شنگول شاد حست ختام روز شادي لا ابالي زندگي خرم سال نو مبارک خجسته عاجز کردن بستوه آوري اذيت ستوه خرازي فروش خرازي فروشي بندرگاه لنگرگاه بنادر صلب صعب زمخت دشوار سنگ آسا دج شاق مشکل شاقه سخت گير سفت شداد سخت مشکل لازم الاجراء سخت گير سرسخت وخشن سفت پز نسخه ملموس سخت گير شاخ جنگي قند افرا زور چپاني منقبض شده سفت شده کاسه دار ديرهضم ديرگداز بدرکاب نازک نارنگي مشکل پسند فلز آلات سخت افزاري زحمت کش سختکوش کارکن پرکاري سخت کوش زحمتکش محکم شدن بادوام نمودن سفت کردن مشکل کردن ماسيدن سخت شدن سخت کردن تصلب دل سخت تندرو بسختي صلابت سختي سفتي صعوبت سخت مشغول مرارت عسرت دشواري مشقت مصيبت تعب تنگي محنت ذلت شدائد پر کار زحمتکش خرگوش دراز گوش گوشت خرگوش سبک مغز لب خرگوشي لب شکري حرم حرمسرا فاسد الاخلاق فاحشگي گزند صدمه آسيب مضرت بدخدمت کردن مظرت صدمه زدن آسيب زدن آزار گزند رساندن ضرر آسيب ديده زيانبار زيانبخش مخربي مضر زيانرسان موذيانه موذيانه موذي پرگزند بيگزند بي آزار بي ضرر کم آزار موزون هارمونيک ساز دهني سازدهني همسازها همساز موسيقي دان گارمن هم آهنگ شدن متناسب بودن موافق کردن همسازي توازن هارموني هم آهنگي همگيني دهنه تارکش افسار زدن افسار کردن زين و برگ کردن هارون بربط چنگ زدن چنگزن زن شرير ويران کننده خيش شدن مسلفه کلوخ شکن هري کنت پاول تند تند زبان درشت درشت خو تندي گوشخراشي تشدد لا ابالي هاروارد درو کردن درو پايان درو خرمن حصاد وقت خرمن هنگام درو درويدن پايان درو دروگر نوعي عنکبوت حسن حسنعلي حسنعلي قاضيان حسنمحمد حسنرضا درهم کردن هاشم هاشم آغاجري هاشمي هاشمي رفسنجاني بنگ حشيش چفت حسن روحاني تبرزيني بشتاب رفتن تبادر شتابزدگي تعجيل دستپاچگي شتاب عجله شتابکاري شتاباندن شتاب کننده باشتاب بعجله شتابان هول هولکي باعجله عليالعجله بدو بدو عجول عجولانه دستپاچه مستعجل شتابزده دست پاچه عاجل عجولانه شتاب کار شتاب زده تند کلاه کاردينالي کلاه حاتم تخم دادن دريچه جوجه بيرون آمدن نصف در تيشه تبرزين تبر کوچک هاشور زني هاشور زدن متنفر بودن نفرت کردن نفرت داشتن بيزاربودن تنفر داشتن احساس نفرت کردن کينه ورزيدن بيزار بودن تنفر مکروه منفور مايه نفرت کينه آميز اظهار تنفر تنفر آور تنفر متنفر حقد