وبسایت رسمی اتاق بازرگانی ایران و کره جنوبی

عنوان خبر 03

بشکل ميخ تيز پرگاز سوراخ گيري گل ميخ فرفره ريستن چرخانيدن چرخان تنيدن تار تندن چرخاندن ريسيدن ريس اسفناج مازووار نخاعي صلبي شوکي ستون مهره تيره پشت نخاع مغز حرام نخاع شوکي دوک دوک مانند ستون فقرات مهره هاي پشت تيره پشت نختاب ريسنده گرداننده نخ ريس نخ ريس نختاب ريسنده نخ ريس تارريس نخ ريسي چرخش فر ريسندگي مهره مانند وضعيت غامض سيخ داري خارداري پراز خار چرخ خاردار مهره مانند مارپيچ رفتن حلزوني فنر مارپيچ ساقه باريک بسرخلق آوردن روحيه روح رمق معني الکل عرق خالص بي رويه بيهمتا کم دل مشتق ازالکل ارواح تنگ و تا عرق خالص روحاني روحي معنوي بطور روحاني غير مادي مرشد مرشد روحيات روحانيت عالم روحاني معنويت روحاني کردن روحا غير مادي بطور روحاني کيفيت معنوي دم نگار دم نگاري دم سنج دم سنجي اخ تف کردن تف انداختن تف کردن خدو تفو تف للج کينه ورزيدن مغرض غرضآلود کينهدار مغرضانه مغرضانه تفو سلف دان تف دان سلف دان چلپ چلوپ کردن سپرز طحال پر فروغ پرشکوه باشکوه باجلال زرق وبرق کوکبه زرق وبرق اسپرزي طحالي لبه کام وزبانه جبيره آهن نبشي ريز ريز شکافته شکافتن پرشکاف شکاف ايجاد کردن شکاف دادن شکافدار جر دادن شکاف زدن شکاف خوردن شکاف منشق موشکافي کردن مته بخشخاش گذاشتن مو شکافي کردن مو شکافتن لپه شکاف دهنده شکافنده بزل شق القمر لکه لکه کردن ريخت وپاش اهن وتلپ کردن تفي رو دادن گنداندن لوس کردن حرامکردن ضايع کردن پوسيده شدن غنيمت ضايع چشته خور نازپرورده عزيز دردانه بدعادت لوس بدآموخته آبگز فاسد سازنده غنايم فاسد سازنده اسپوک ميله دار کردن ميله چرخ سخنگو سخن گو ابر حمام ليف ابر اسفنج ابرحمام انگل شدن ليف زدن کماج لفت و ليس نرم ومتخلخل اسفنجي ليفي شبيه اسفنج التزام دهنده ضامن متقبل باني شدن تکفل عهدهگيري خود انگيز خلقاساعه بي اختيار بالبداهه ناخودآگاه خودبه خود ناخودآگاه خودبخود قاشق لقلقه اسپر گاهبگاه هاگدان هاگ هاگ آوردن هاگ آوري هاگ زا هاگ زا هاگ آوري هاگ آوري نمايش تفريحي ورزشي اتومبيل کورسي لهو ورزش اتومبيل کورسي اسباب ورزشي ورزشکار ورزشکار جوانمرد ورزش دوست ورزش دوستي ورزشکاري ورزشکارانه توليد هاگ گله خال لک لکه بي لکه بي خال چراغ نورافکن نورافکن نقاط تگرگي خالدار خالخال کاشف جنايات هدف ياب همسر زوج زوجه همخواب فواره زدن بيرون جهنده بدرد آوردن ره به رگ کردن رگ کردن رگ به رگ منظم پخش شدن گشاد نشستن بطور غير گل و گشاد افشاندن دواپاشي سم پاشي پاشيده شدن افشانه افشانک سمپاشي کردن سم پاش گردپاش تلمبه سم پاشي سرايت بسط زبانه کشيدن گسترش دادن پهن شدن رو به گسترش بودن گستردن مرسوم کردن باز در گرفتن تبليغ شدن پهن کردن درگرفتن منتشر کردن گسترانيدن نشر کردن برگردان کردن ولو شدن ولو کردن منتشر کننده پخش کننده شايع کننده توسعه نشر شاخه کوچک شاخوبرگ در آوردن بانشاط سرچنگ حالت فنري داشتن چشمه ربيع بهار رشد بهاري پيازچه دميسزون واگن سبک گاو آبستن سرچشمه بي فنر زهاب فنر کوچک عيون بهاران بهار زندگاني سرچشمه وار قابل ارتجاع آب پاشي کردن گلنم افشانده آب پاش گلاب پاش آب پاشي دوسرعت جوانه جوانه زدن صنوبر رسته کف دار ريسته تفته تابداده آتشزنه کف دار مهميز زدن سيخک مهميز ماذريون مهميزدار خبرگير جاسوس آبشت جاسوسي کردن جاسوسي چاق وچله خپله خپل پيشجواب داد و بيداد نزا مختصر جوخه بهادران بد ظاهر بوران رگباد ژوليدگي کثافت کاري خرشف فلس دار بهدر دادن برباد دادن تبذير کردن اسراف کردن بر باد دادن هدر دادن اتلاف تبذير چهار گوشه چهار ضلعي ميدان چهارگوش چهارشانه چارگوش مجذور کردن مربع گره مربر متر مربع مجذور جذر ماذر ريشه دوم مجور چارشانه قديمي مسلک کدو شربت نارنج کدو مسما کدوي رشتي کوبيدن و نرم کردن لهشونده قوز کردن چاق وخپل چندک جير جير جيغ ممتمد نازک نارنجي سخت گير استفراغي فشاردن چلاندن بزورجا دادن آب ميوه گرفتن فشاردادن فشرده فشاردهنده فشاردهنده فشردگي فشفشه درکردن چپ نگاهکردن لوچ بودن احول چپ چشم احول چپ چشم ملاک عمده سلحشور وار ناراحتي نشان دادن لوليدن سنجاب آب پران فواره کوچک آب دزدک سريلانکا سرانديب سيلان سري لانکايي سري لانکايي بهم فشردن بهم چسبيدن داء الرقص زخم چاقو چاقو زدن سخمهزن سخمهزني پشتکار پايداري استواري پاياسازي تثبيت استوار کردن پاياساختن تثبيت کردن ثابت شده پاياساز اصطبل سرطويله طويله باثبات باپشتکار پايدار لايتغير استحکام استواري خرمن کومه توده توده کردن رويهم قرار دادن رويهم گذاشتن پشته کردن کومه کردن نماينده پشته چاتمه اشارهگر پشته توده کردني پشتهکن صفافي پشتهسازي رج بندي درخت کوچک نقطه اتکاء ميدان ورزش ورزشگاه استاديوم ورزشي کادر کارمندي اعضا اداري پرسنل مايه حيات سردبير روزنامه مخبر روزنامه آهو مراحل صحنه مرتبه مرحله وهله بوهله کارگردان نمايش کارگردان دليجان تلو تلو خوردن يله رفتن تلوتلو خوردن گيج خوردن تلوتلو تلو برصحنه آوري ارسطو کسادي بي جنبش راکد ناروان کساد آب راکد کساد شدن رکود نارواني بي جنبشي بي حرکتي لکه شايبه رنگ پس دادن آلوده کردن لکه دار کردن لکهدار کردن ناپاک کردن زنگ زدگي لک انداختن زنگ بردار لکهدار شيشه رنگي ضد زنگ پله پلکان راه پله پلگان پله کان در قمار اخيه وتد تيرکوبي استلاگميت استلاگتيت شب مانده بيات کردن بيات بوي ناگرفته پات بياتي استالين ساق ساقه کسيکه ميخرامد وسيله استتار ساقه دار باساقه متوقفکردن سر دواندن قصور ورزيدن بي نتيجه کردن طفره رفتن آخور اسب نر نريان جوانمرد اندام دار نيروي حياتي طاقت با اسطقس با استقامت پرچمي لکنت داشتن بريدي بريده هرف زدن من من کردن لکنت لکنتي الکن باصمه باسمه تمبر تمبر زدن ممهور کردن کليشه زدن پابزمين کوبيدن مهر زدن تمبر چسباندن مجموعه تمبر تمبر شناس ممهور لگد کوب لگد کردن رميدگي اسباب کوبيدن ماشين منگنه باسمهزني طرز ايستادن مهار يامحدود تير دار کردن ايستادن برپا ماندن دکه قرب ومنزلت جانشين هنرپيشه شدن بخط ايستادن محشور نبودن سر برافراشتن برپا شدن بر سر پا ايستادن متعارف استاندارد معيار عيار پيمانک ضابطه درفش علامت علمدار علمدار اندازه معين همگون کردن ضوابط ايستاده بپا امريه نظامي اعياني مقررات جاري غير صميي کناره گير نقطه نظر لنگي سکته لکدار استانفورد استنلي قلع کاري قلع خيز کان قلع معدن قلع بند شعر قطعه بندگردان استخوان رکابي طبقه بندي رزه فقره اصلي گيره کاغذ بست آهني قلم اصلي مواد خام کالاياصلي بازار محصول عمده ماشين مفتول دوزي مفتول دوزي نجم ستاره اختر نشان ستاره حشيش البرق ستاره نشان ستارهاي آهار زدن نشاسته آهار آهاردار آهاري نشاستهاي شبيه نشاسته ستارگي رک نگاه کردن زل زل نگاه کردن خيره شدن خيره نگريستن خيره نگاه کردن خيره خيره بي ستاره ستاره کوره نور ستاره هزار دستان سار سارنج پرستاره خيال انديش خيال پرور روشنان سرآغاز آغاز بدايت ابتدا بدو اوايل کوش شروع برپايي داير کردن راه افتادن به راه انداختن آغاز نهادن بکار انداختن آغاز به کار کردن آغاز شدن آغاز کردن بر پا شدن به راه افتادن راه انداختن سر دادن عزيمت کردن داد و بيداد راه انداختن آتش روشن کردن جنبش کردن جنبش در آوردن جواني را از سر گرفتن دسته راه انداختن نزاع بر پا کردن دست بکار شدن به کاري دست زدن عازم شدن به کار افتادن فرياد سر دادن براه انداختن راه افتادن به راه افتادن شروع بکار کردن عازمکاريشدن آغازگر راه انداز زدگي هول دادن رمانيدن قحطي زدگي قحطي گرسنگي گرسنگي خوردن گرسنگي دادن قحطي زده شدن قحطي زده اظهارکردن ايالتي اشعار داشتن حالت اعلاميه دادن حال ايالت مستوفي ارتش ايالتي مشموليت زندان دولتي معروظ داشتن دانشگاه دولتي ملک داري کشور داري مجلس ايالتي بي دولت بي وطن اظهار بيانيه گفتار اعلاميه دنياداري گنديده شده ثابت بي حرکت مشعر حاکي اشعار مشعر بر اينکه ايستگاه مرکز کلانتري استيشن واگن لوازم التحرير احسائي آماري محصي محصي آمار شناس آمارگر آمار ارقام استاتن آيلند تنديسي هيکل تراشي مجسمه ساز تنديس پيکره مجسمه شبيه مجسمه سبک مجسمه مجسمه وار تنديسک قدر وقيمت وضع کنوني کتاب قانون قانون مرور زمان طبق قانون بي رخنه بي منفذ بندآوردن لوله آب با چماق زدن بند شعر شبيه لوله سکون توقف گاه ماندن اقامت گزيدن نقطه اتکاء خانه نشين شدن ماندگار شدن بيکار ماندن بيدار ماندن شب زندهداري کردن جوان ماندن نگاهدار اقامت مفيد بودن استوار استوارتر پابرجاي استوار مداوم ساکن شدن ثابت محکم دزديدن ربودن بسرقت بردن در ربودن به سرقت بردن سرقت کردن دوزدي کردن نگاه دزدانه کردن نگاه دزدکي کردن مرتکب سرقت ربايش ربائي استراق يواشکي دزدانه زيرجلکي بخار کردن بخار دادن بخار بخار آب بخارآب دمه ديگ بخار ماشين بخار ماشين بخار موتور بخار جاده صاف کن قايق بخاري دمي ماشين بخار دم دار پر حرارت پر بخار بخاردار توسن وسيله نقليه فولاد فولادي فولادين استيل فولاد پولاد گراور فولادي پولادگر پولادگري پولادگر کارخانه ذوبآهن ابزار پولادين فولاد کاري آهن کار پولادگر ماشين بخار تنده شيبدار سراشيب کردن دم کردن ساختمان بلند برج کليسا هدايت کردني سکان شراعبان رل سگدست فرمان فرمان اتومبيل چرخ فرمان چرخ سکان سکاندار شراعبان استفان ستون وار ستون دار پايه وار ربودن ستارهاي اختري ستاره وار پر ستاره شبيه ستاره اختروار ستاره مانند ستاره وش ستاره وار ريشه لغت ساقه دار کردن ريشه ماشوره ستاک ساقه بدونتنه بدونساقه بيساقه بي ساقه نسب نامه پرساقه ساقه ساقه تعفن زهم بوي زننده بوي تعفن استنسيل پلي کپي پلي کپي کردن استنسيل کردن الگو ساز الگوي حروف تند نويس مختصر نويسي کوتاه نويسي صدا بلند اقدام خطوه پله گام قدم پا گذاشتن پاگذاشتن پازدن برادر خوانده برادر ناتني مرحله به مرحله مرحله به مرحله مرحله بمرحله پله پله دخترخوانده دختراندر کنار رفتن پدرخوانده زن پدر نابرادري نافرزندي دختر اندر نادختري دختر خوانده ناپدري پدراندر استفاني هونر نامادر مادرخوانده نا مادري نامادري مادر اندر استپ کناره گيري مدارج خواهراندر ناخواهري فرزند خوانده نناپسري ناپسري پسر شوهر پسر زن پسراندر کثافت زي کثافت زي برجسته نما کردن استروفونيک شهر فرنگ چراغ عکس برجسته بين کليشه کردن بي بار سترون استرون عقيمي ستروني بي باري سترون سازي نازا کردن پوند ليره استرلينگ استرلينگ سخت ومحکم عقب کشتي عبوسانه عبوسانه عبوس جناغي عبوسي جناغ عطسه آور گوشي بارگيري وباراندازي کردن دم کردن طاس کباب خورش مهماندار هواپيما مهماندار نظارت خرج آبگوشت پز کماجدان مکالمات کوتاه چسبيدن الصاق کردن چسبناک کردن چسباندن لول عصا محافظه کار طفره رو پيش آمدگي داشتن سر برافراشتن برجستگي داشتن
سه شنبه, 30 آذر 1395 ساعت 12:23