وبسایت رسمی اتاق بازرگانی ایران و کره جنوبی

عنوان خبر 02

پارابلوم ميله متحرک پيستون مغاک تخم هسته گودال بهرقابت واداشتن حفره درحال ضربان زفت خيمه برپاکردن خيمه زدن چادر زدن تنگ سبو مشربه بستو دوشاخه سه شاخه جانگداز تله گودال سرپوشيده مغز صميم لباب پرمغز شبيه مغز قابل ترحم قابل ترحم بي ترحم حفرهدار سوراخ سوراخ چاله چاله ايجاد حفره سوراخ سوراخ پيتسبورگ دانشگاه پيتسبورگ دريغا شفقت افسوس ترحم ترحم کردن پيزا پلاکارد شعار حمل کردن گذاردن موضع جاسازي کردن مکان گله محل مرتبت هشتن جايگير ساختن جا جايگاه جاي مصلي مصلا تفرجگاه کمينگاه منصه شهادتگاه عبادتگاه پرستشگاه معبد نمازخانه سجده گاه مفر تحت تعقيب قرار دادن خوب جا دادن نهاده هم رو بي محل لامکان بي جا اسکان امکنه اماکن چاک دامن انتحال منتحل منتحل دزد تاليفات انتحال کردن دزدي ادبي طاعون بلا آفت سرايت مرض طاعون وار طاعون وار پارچه پيچازي هامون مسطح هامون دشت ساده بافت غمگين کننده دادخواه شاکي شکوهآميز شکايت آميز گله آميز گيس بافته طرح ريزي کردن نقشه کشيدن الگو طرح کردن در صدد بودن طرح ريختن تدبير در صدد بر آمدن نقشه برنامه ريزي کردن تدبير کردن برنامه کار طرح صدد برنامه مستوي رنده رنده کردن چنار نجم سياره ستاره زده وحشت زده وحشت زده ستاره زده ستارهديدگاه سياره نما سيارهاي سيارات صغار خرده سياره سياره اي شکل کواکب سطح پيما تخته تخته تخته کردن تخته پوش کردن تخته بندي پلانکتن بي نقشه طراح طراح برنامه ريزي طرح ريزي طرح ريزي زمينهسازي نقشه نگاري تدابير کاشتن گياه نبات غرس کردن رستني دستگاه شپشه شته بذر گياه درخت نشاندن درخت کاشتن سبزيکاري درختستان غرس کاشته مزروع مشجر پرورنده گياهان صاحب مزرعه بارهنگ جانور دوپا کف رو گياهک پلاک صفحه کوچک پلاسما مثل پلاسما پلاسموليز گچ اندود کردن سفيد کاري کردن مشمع گچ زدن گچ ماليدن گچ کاري کردن ضماد انداختن ضماد گچ گرفتن کاهگل کاهگل کاهگل کردن لايه گچي گچکاري گچي پلاستيک خميري قالب پذير پلاستيکي مجسمه سازي مادهپلاستيکي جراحي ترميمي جراحي پلاستيک شکل پذيري قالب پذيري قالب پذير کردن پلاست پيش سينه نقشه کشي اندودن لوحه بشقاب زر اندود کردن زمين مسطح دشت مرتفع فلات اندوده بلندي قسمتي سطح فکر سطح مذاکره گرده خون صفحه فلزي ساز سکو تختگاه بارانداز صفه آبکاري فلزي شبيه پلاتين محتوي پلاتين پلاتين بيمزگي کردن افلاطون افلاطوني فلسفه افلاطون رسد رسد شبيه بشقاب صداي آفرين هلهله شادي قابل استماع حق بجانب باورکردني تمجيد آميز پيس نمايشنامه سرگرمي مخصوص بازي کردن موسيقي نواختن ضرب گرفتن زدن نوازيدن نواختن خوشي کردن ساز زدن لهو مضراب زدن ايفا کردن لعب بازي ورق بازي کردن فوتبال بازي کردن ناجوانمردانه رفتار کردن ادا و اطوار درآوردن آلت بازي ور رفتن انگلک کردن زدني باز نواختن بازنواخت برنامه نمايش جوان دخترباز جوان عياش نواخته نوازنده بازيکن بازيگوش بازيگوشي نمايشرو زمين بازي تفريحگاه ورق بازي ورق ميدان بازي نمايش کوتاه همبازي لباس ورزش بازيچه هنگام بازي نمايشنامه نويس ميدان استدعا وعده مشروط عرضحال درهم پيچيدن عرضحال دادن دادخواهي کردن درخواست دادن مستدعي مستدعي خوش آيندي مطبوع بودن دلپسندي مفرح مصفا خرم دلپذير خوش منش دلگشا باصفا صفا بخش دلنشين مطبوع دل نواز پلزنت پلينز صفا لطفا خواهشمند است ممنون کردن خرسند کردن بيزحمت دلپذيرکردن ارضاء کردن خوشوقت مشعوف شدن مشعوف خرسند دلگشا خوشايند خوش آيند تو دل برو مسرت آميز موجب مسرت کيفي لذت بخش خوش ايند بودن لهو و لعب لذت نعيم کيف نزهت خوشگذراني کردن عشرت حظ عيش عشرتکده خوش گذراني تعيش اهل کيف عياش خوشگذراني کيفي خوشگذران اهل حال اهل دل عياش ملاهي چين چين کردن چين دار کردن چين دادن چيني کردن چين خوردن مردم خواست زخمه مضراب گرو گذاشتن گرو تعهد کردن التزام نامه رهن دادن رهن گذاشتن نذر التزام دادن سوگند درگروگان نذري گروي مکفول رهين پارچه زخمبندي کمپرس زخم پروين غير مقيد مختار وافر فراواني کثير بمقدار فراوان ذاتالجنب برسام قابل انعطاف نرم شدني نرم شدني تاشدني گازانبر انبر دستي احرام ازاره صداي پا تلپ تلپي افتادن توطئه چيدن توطئه دسيسه دسيسه کار اسباب چيني زمينه چيني گاو آهن شخم کردن شيار کردن شخم زدن خيش زدن شخم شيار دار کردن شخمزده شياردار کردن شياردار جغ گاوآهن مرغ باران گاو آهن سختي جلو رفتن تيغه خيش آهن خيش تمهيد ناگهان کشيدن پر کندن مو کندن پرکنده دوشاخه دو شاخه به پريز زدن گوجه آلو آلوئي بال و پر بطور عمودي عمود بودن ژرف يابي کردن عمق پيمودن وزنه سربي مغز مداد لوله ساز لولهکش سرب کاري سرب کاري لولهکشي پر آرايشي باپر آراستن نازيدن پر کوچک شاقولي افتادن گلوله سربي ژرف پيما سرنگون وارافتادن وزنه شاقول نازل شدن شاقول گوشتالو شدن چاق وچله فربه ساختن گوشتالو کردن سمين گوشتالو چاق شدن فربه کننده دروغ صرف دروغ محض سميني پر زبر ساقه چه پر ريز شبيه پر يغما تالان بيغما بردن نهب تاراج کردن تاراج چپاول کردن چاپيدن تطاول چپاول غارت غارتي غارتي غارت زده منهوب يغماگر غارتگر چپاولگر تاراجگر غارتگر چپاولگر غارتگري يغماگري غارتگري شيرجه افت غوطهدادن گودال عميق غوطه دادن ناگهان داخل شدن غوطه ور شدن غوطه ورساختن غوطه خوردن غوطهورساختن سقوط سنگين سرازيري تند غوطه ور غوطه ورسازي غوطه ور غوطه جمعي صيغه جمع صورت جمع تعددحزبي چندگانگي به اضافه مقدار اضافي مقدار اضافي طبقه ثروتمند پلوتونيوم باران خيزي لايه کاغذ چند لا کردن لا وآمد کردن دم نگار دم نگاري ريهسنج ذات الريه دزدکي شکار کردن شکار دزد جيب جيب شلوار جيب زدن جيب بري کردن جيبي به جيب زدن کتاب جيبي دوربين جيبي جيب بري بغلي کيف بغلي کتاب جيبي جزوه دان دفتر جيبي دفتر بغلي چاقوي جيبي آبله گون کردن مجدر آبله دار آبله رو آبله گون آبلهاي تخمدان قوزه پنبه نيام تشکيل نيام دادن غلافدار لژ سلطنتي تريبون چامه چکامه شعر اشعار مسام مساله چامه سرا غزل سرا شاعر شاعر برجسته شعر باف شاعرک شعر باف شاعره شعري نظمي شاعرانه شاعرانه منظوم مشاعره شاعرانه بحث کردن بشعر درآوردن شعر نوشتن نظريه شاعرانه فنون شاعري بشعر درآوردن شعر نوشتن چامه نگاشتن شعرپرداز شعر شاعري فن شاعري لطف شاعرانه اشعار مقطعات شعرا حادي نيشدار گوشه دار نقطه گذاشتن بند کشي کردن معني نقطه نکته نک امتياز اشارهکردن نقطه نقطه کاملا راست ديد ديدگاه خاطرنشان کردن خاطر نشان کردن متذکر ساختن اشاره کردن متذکر کردن سرتيز سهمي کنايه دار نوکدار نوک دار نيشدار نوک تيز مشاربالبنان اشاره کننده اشارهگر عقربک عقربه بند کش شاهين بند کشي فقرات نقاط گوشه دار موازنه درآوردن وزنه متحرک مسموم کردن مشوب کردن زهر زهرآلود کردن زهر آگين کردن سم دادن سم شرنگ سم پاش مشوب چيز خور زهرآگين مسموم زهر آگين زهرآلود مسموميت زهري سمناک زهردار سمي سموم سقلمه زدن سيخک زدن سيخ زدن سيخ زن سيخ بخاري قيافه گرفته وخشک سقلمه لهستان خرس قطبي قطبش سنج تمايل قطبي قطبش دهنده متضاد کننده تير تير چراغ قطب ديرک اسب عصارخانه بانيزه پريدن با تبرزين زدن جدلي کردن اهل جدل مجادله آميز افسر پليس ژاندارم پليس پليسي عسس آژان بوسيله پليس سربهر اتومبيل پليس شحنه نظميه نيروي پليس شهرباني رسدبان مامور پليس پايور محتسب نيروي پليس مخبر پليس سرپاسبان پاسگاه مرکز پليس ژاندارمري اداره امنيه کلانتري اداره شهرباني پليس پاساوان پاساوان پاسبان خط مشي سياست مشي مصلحت انديشي مصلحت ورقه بيمه خط مشي ماليدن صيقلي کردن مرمي کردن تهذيب له صيقل کردن صيقل دادن لهستاني مبادي آدابي واکس زني واکس زدن مرمري کردن جلا دادن لهستاني له براق کردن برق انداختن جلاء صيقل صيقل خورده صيقلي جلا دهنده جلادهنده صيقل گر پرداخت مصقل سياست شناسي مبادي آداب آداب دان باتربيت مودبانه با ادب خليق بانزاکت با نزاکت مودبانه مودب معقول مبادي آداب مودبانه معقوليت سنگيني تربيت نزاکت ادب آداب داني مصلحتآميز زنداني سياسي نماينده سياسي سياستي علم ثروت اقتصاد سياسي برابري سياسي اغراق شعري بحور حزب حزبي سياسي پزشکي سياستمدار ساؤس سياستمدار سياست باز اهل سياست سياست کردن سياست سياسيات ديپلوماسي طرز اداره نظر خواهي کردن نمونه برداشتن سر شماري کردن گرد دانه گرده درخت نر گرده افشان گرده افشاني نمونه برداري نظر خواهي گرده افشاني کردن آلوده کردن ملوت کردن آلودن ناپاک کردن آلوده شدن ملوث کردن آلوده ملوث جنب ملوت آب آلوده آلا ملوث کننده کثافت ناپاکي لوث آلودگي آلايش چوگان بازي چوگان ترسووار آلاينده چندريختي پلي آميد درمانگاه عمومي پر انگشت الياف پارچه چندگان تعدد زوجات کردن چندگان تعدد زوجات بس گاني چندگاني بسگاني چند غدهاي چند ضلعي کثيرالزوايا نسخه بردار بسيار نويس چند سطحي چند وجهي بسپار بسپارش بسپار شدن پوليپ پليپ بواسير لحمي بسيار غذا چند صدا چند صدايي مختلف الاجداد تنفس سريع بسپايک کثير المعني چند هجايي دانشکده صنعتي دارالفنون پرزيوگاني گوشت ميوه نار نار گل انارستان قاش زين قرپوس زين قبه شمشير سر عصا متخصص ميوه ميوه پروري فر غرور وتظاهر دنگ و فنگ منگوله نما گل منگوله اي گل کوکب جلوه وشکوه آب وتاب طمطراق باطمطراق پرطمطراق کت باراني تالاب برکه غدير درياچه تعمق کردن تامل کردن قابل سنجش متفکر تعمق ثقيل نان شيرمال خنجر زدن دشنه زدن شاهين ترازو نشان گيرنده نشان دهنده عقربه پونتال شوراي مذهبي کشيش بزرگ اسقفي اسقفي کردن فضل فروشي کردن پل موقت نضامي تاتو دم اسبي عالي مرتبه غدير آبگير حوض برکه تالاب پونه صداي قلپ از نفس افتادن صداي کوتاه گدا نادار لات فقير تهيدست تهيدست ندار کم بضاعت ندار مفلس مسکين فقيرانه مستحق دون بي چيز بينوا بي نوا بي پول مستمند فقيرانه تنگ دست بي مايه محتاج مسکين مستحق تنگدست مستمند دست تنگ بي پول فقير درويش بدختي بضاعت مزجات طفلک ديد ضعيف مساکين گدا خانه دارالمساکين دارالعجزه دار المساکين نسبتا ضعيف بطور ناچيز بدساخته شده بدساخت موزيک پاپ ناگهان ناپديدشدن ذورت بو داده چس فيل پاپ پاپ پاپ بازي چشم برآمده کوکنار دار شبيه کاتوليک پوپلين قليان کردن خشخاش تخم خشخاش گل آذين وجيه المله توده پسند محبوب عامي محبوب القلوب نکونام عوام پسند محبوب باب جبهه ملي وجهه محبوبيت محبوب سازي معمول کردن متداول کردن معروف و مشهور کردن پرجمعيت کردن مسکون کردن سکنه نفوس جمعيت پرسکنه پرجمعيت پر جمعيت پوراندخت
سه شنبه, 30 آذر 1395 ساعت 12:23