عنوان خبر 01
روز تولد زادروز جشن تولد خال مادرزاد تولد گاه مسقطالراس مسقط الراس زادبوم زادگاه زهوزاد زهزاد حق ارشديت مواليد زرآوند بيسکويت دو بخش کردن دونيم کردن دونيم دو نيم تنصيف دو نيمي نيمساز منصف دوجنسي دو جنسه اسقف مقام اسقفي اسقفي مدار دوپايا ذره پاره خرده موقعيت ذره بيتا سگ ماده زن هرزه گزيدگي گزش دندان گرفتن گاز گرفتن دندان زدن گاز گزندگي گاز زدن نيش گزنده تند گزنده گزان مته دستي تلخ طعنه آميز مر دشمن جاني خونابه تلخابه بوتيمار تلخي شيرين وتلخ قير طبيعي دولته دوکپه آوکفهاي دولته دو در دوتاشونده اتراق کردن اتراق دوهفتگي هفته اي دوبار دوهفتگي سالي دوبار غير مانوس بيژن دو منطقهاي فاش و ابراز کردن فضول سياه رنگ اسود سياه رنگي لباس عزا سيه مشکي سياه شده چرک وکثيف ادهم سيه چرده سوداء کتاب سياه جعبه سياه کلاه سياه زياک خروس کولي هلفدان سياهچال بازار سياه لجن شاه توت درياي سياه پيچه سياه زنگي شاه توت تخته سياه سياه شدن سياه کردن فهرست سياه باج سبيل تهديد کردن اخاذ سواد سياهي آهنکر آهنگر آهنگري کميزدان آبدان بادکنک پيشابدان شاشدان سنگ مثانه بادکنکي تيغه تيغه شمشير پره تيغ تيغه اي تيغه دار کورک درآوردن زخمآماسدار بلر بليکر شايان توبيخ نکوهش سرزنش تقصير بگردن گذاردن نکوهش کردن لوم ذم کردن ملامت مقصر دانستن مقصر شناختن عتاب کردن ملامت کردن انتقادکردن شايان توبيخ نکوهيده سزاوار سرزنش قابل ملالت ذميم سفيدپوست کردن ننوشته نانوشته نانوشته سفيد نوار نانوشته شعر سپيد شعر منثور پتو بافرياد گفتن مداهنه بادخوردگي نفخه شروع بپرواز کردن بادخورده نفرت انگيز فاهش شلوغ کننده فاحش علنا کم رو مهمل گو چرندگو شعله زدن شعله ور شدن افروختگي ياابريشمي ورزشي شعلهور شعله ور نشان خانوادگي نشان دار بکار رود درمعرض بادسرد گرفته وتاريک بع بع کردن بع بع صداي بزغاله کردن بعبع کردن رگ زدن خون گرفتن خون افتادن حجامت کردن خون ريختن خون آمدن فصاد فصاد خونريزي فصد بخور مريم معايب ترکيب شدن امتزاج در آميختن آميزش کردن آموخته کردن آميختن آميزش يافتن آميختگي آميزه عجين آميزنده مبارک خواندن برکت دادن مخلد متبارک نظر کرده تبارک خدا بيامرز مبارکي برکت نعمت يمن توفيق اجباري نابينا کردن ضرير روشندل ضرير کور کردن نابينا خيره کردن کور کوچه بي دررو اعور کور دل کور باطن نقطه ضعف نقطه کور عليالعميا تعبداً مانند کورها کورکورانه کوري نابينائي نگاه مختصر روشن و خاموش شدن سوسو زدن طرفه العين آبدانک دار کردن طاول طاول زدن دانه زدن آبله تاول زده کردن آبله گرفتن آبله کردن آبدانک تاول زده طاولي نرم وملايم مفاجات سوز برف کولاک ماهي دودي نفخ جعبه قرقره مانع ورادع سد کردن بلوک مسدود کردن سر کنده نمودار کنده اي نشان کنده ساخت کنده اي راه بندان گرفتگي سدراه کردن سد راه سده گير گرفتگي ششدر کنده کوچک بي کله مسدودکننده سفيدرو سفيدرو مو طلايي بور مو طلايي بوريا بوري تني خون آلودکردن دم خون بانک خون برادر خوانده سرطان خون گويچهخون ياخته خون جريان خون گروه خون ديت خونبها ديه عفونت خون فشار خون حجرالدم آزمايش خون تشنه بخون تزريق خون انتقال خون گروه خون عروق خوني عرق عروق بدون خونريزي بي خون رگزن رگزن رگزني برنگ خون سفک دماء خونريزي خونگرفته خون آشام خونريز خونخوار خونين خون آلود اسهال خوني شکوفه کردن شکفتن گل دادني شکوفه شگفتن شخص بالغ شکفتگي شکوفه دهنده پرشکوفه رشد کننده رشد کننده پرگل اشتباه احمقانه غنچه کردن گل دادن شکوفه دادن شکوفه لک کردن خشک کن مرکب خشک کن آب خشک کن مرکب خشک کن نفخ کردن فوت کردن نفخه وزيدن ضرب دميدن ضربه ضربت نفير کشيدن يک ريز يک گير بيني گرفتن پس گردني توسري منفجر کردن ترکانيدن پکيدن بادکردن مشت دمنده وزنده سگ مگس وزان وزش بادزدگي دمان ترکيده ضربات زن چاق سرخ گونه تفک سرخ گونه زن چاق هاي هاي چربي آوردن باصدا گريستن هايهاي گريستن چاق وفربه مستعد افسردگي ازرق آبي نجيب زاده محله کارگرنشين شلوار کاوبوي مدت طولاني نيل آبي در کوهي کبود ازرق چشم زاغ چشم برنامه کار زن فاضله غورت انداختن توپ توپ زدن لاف زدن بلف بلوف زدن توپ و تشر آبي فام اشتباه لپي اشتباه کار خبط کردن اشتباه کننده بي تعارف کند کردن بي پرده بي نوک بالصراحه صراحت لک کردن نامشخص بنظر آمدن تيرگي تيره وتار روژ سرخ کردن مار اژدر مار بوا اژدر مار گراز هيئت تخته بندي کردن تابلو مقوا لوحه تخته تخته بندي مدرسه شبانه روزي شبانه روزي هيئت مديره هيئت رئيسه هيئت امناء لاف زدن باد کردن بهرخ کشيدن منم زدن باليدن لاف افاده کردن مني منم شاه اندازي لافزني بخود باليدن قايق راني کردن زورق قايق قايقراني کردن قايقران قايقران سرود ياتصنيف وزنه قپان يک شيلينگ سر وصدا ماسوره مرتکب خطا شدن دم بريده دمبرک دم کل ابتر بابي مککوي بادخشان اجسام بي جسم تني جسمي جسماً جسماً تناسب اندام نوعي جوالدوز بوده گا تنه اندام بدن بدني پيکر جثه کالبد جسد لاش بدنه هيکل شرکت سهامي اعضاي بدن اعضاي بدن جسد دزد مستحفظ شخص گارد مخصوص بوئينگ لجن زار درباتلاق فرورفتن سياه آب کارسرهمبندي کردن بوگوتا کيري ساختگي بويکي رافلا جوش آمدن بجوش آمدن غلغل سدن جوشانيدن جوشاندن بجوش آوردن جوشيدن لبو جوشيده جوشانده کته ديگ کتري ساز جوشان جوش درجه جوش درجه جوش نقطه جوش آب جوش بلند وناهنجار پراشتهايي متهورانه جسارت آميز متهورانه گستاخ جسور جسارتا جسورانه تجري جرات جسارت گل مختوم بلقيس بوليوي بلشويک بلشويک زبانه زبانه دار کردن اسب چموش بمباران کردن بمب بتوپ بستن به توپ بستن توپ زدن بمباران پرآب وتاب مطنطن بمبئي بمب افکن بمب انداز بمبگذاري سفربخير وجه الضمانه صلح زر خريد وثيقه پذير کفالت دار ضمانت دار چسبندگي کنيزک ضامن استخوان عظم مغز استخان استخوان وار استخوان مانند شکستهبندي استخوان دار بانگو بونگو بن کلاه سرگذاشتن درپوش سرپوش هرچيزي کلاهک دودکش قوي وزيبا خوش نژاد سودقرضه انعام جايزه پرداخت اضافي عشرت طلب استخواني اسکلتي بانزر هو کردن دست پاچگي ساده لوح ساده لوح نوانخانه ديوانگان صحيفه مجلد کتاب مصحف جلد کتاب زبور رزم نامه صحاف کتاب سازي صحافي رحل کتاب دار کتابي غير متداول ملانقطي لفظ قلم دفترداري دفتردار ساماندهي مصاحف صحف کتب صحائف اسفار کتابفروشي جبر بولي جبر بول منطق بولي ماتريس بولي عمل بولي عملگر بولي متغير بولي شکوفايي هم پياله هم بزم کتاب ساز زياد کننده بالا برنده باپوتين زدن پوتين چاره يافايده بند پوتين جاي ويژه غرفه غرفات غنايم بندپوتين عوا غنيمت غارت گل گاوخبان گل گاوزبان تنکار بوراق سرحد مرزي سجاف کردن مرز کناره مجاور بودن حاشيه مرزبان مرزبان مرزنشين اداره مرزباني مرز نشين بي مرز بي مرز و بوم خت مرزي خط مرزي ثغور مو سرخر بادشمال مرواريد سفته خستگي ملالت سنبه ملول کننده سوراخ کن بوريس يلتسين مولود زائيده زاده متولد متولد برنا برنئو عاريه گرفتن به امانت گرفتن قرض کردن تنزيل کردن عاريتي وام گير استقراض عاريه عاريه برزو بوسني آغوش درسينه نهفتن بغل سينه بسفر سر دسته ارباب بزرگان ارباب منش بوستون بوتا گياهي گياهشناس گياهشناسي توپ خالي زدن کارسرهم بندي هم هر دو هردوي هر دوي هر دو هر دو جفت آزار دادن ايذاء زحمت دادن دردسر دادن آزار کردن سر خوردن آسوده نگذاشتن اذيت کردن رنجاندن ناراحت کردن درد سر دادن مزاحم شدن مايه زحمت بيحوصله کردن مصدع شدن اذيت کننده سرخوري پر دردسر آزار دهنده بوتسوانا بتي بطري شيشه دربطري ريختن شيشه در بطري دربازکن گاز سيلندر تنگنا صميم غور بيخ کف ته ذيل غير محدود شانه حيوان شاخهدار گرداله سنگ پاره جست پس جستن بالا جستن لاف زن پس جهنده وظيفه دار متعهد ملتزم پاي بند ملزم مقيد پا بند متعهد وثاق پابست پاي بند حدود ثغور حد شرط کراني ارزش کراني کران دار در اسارت بيکران بي حد نامتناهي گلدسته طبقه دوم بورژوازي بوتيک پطرس غالي شبيه گاو گاو خوي آرشه پاپيون دماغه تعظيم کردن تعظيم بجا آوردن وق وق عوعو امعاء آلاچيق تعظيم گره خفت کاس کاسه حقه وافور پاي کماني پاي کج قدح ساز مشروب خوارافراطي کماندار زه زهکمان چله ريسمان دار کمان فروش کارتن محفظه حعبه مجري صندوق جعبه شمشاد باجه مشتباز بوکس باز مشت باز مشتزن مشت زن بوکس مشتزني مشت بازي دستکش بوکس جعبهاي درخت مرمکي چوب شمشاد عوجه مشت زن بشکل صندوق مولود پسربچه پسر پسر بچه تحريم کردن بايکوت معشوق پسر بچگي پسري بزرگمهر پستان بند آکولاد النگو بازوپايان فرح بخش دياق ميخ زيرپهن نوک پهن سرازيري تپه لاف باليدن فخر کردن لاف زدن باتکبر هرف زدن گزافه گو گزافه گو لافزن رجز خوان لافزن لافزني شاه اندازي رجز خواني گلابتون ناگهان حرکت بافتن گلابتون دوزي کردن موي قيطان بافته نوارياتوري قيطاني الفباء نابينايان مغزي مخ مغز بي مغز بي مخ بي مغزي شستشويمغزي خوش فکر ترمز کردن ترمز گرفتن ترمز لنت سبوس شعبه انشعاب برزه غصن شاخ شاخه نشاني انشعاب منشعب شدن متفرع فروع شعب گوشک ماهي برانشي شاخه شاخه منشعب متفرع بي شاخه شاخهکوچک شاخچه نقطه انشعاب پرشاخه مارک انگ داغ جور سبوسي افسر ارشد نحاس برنگ برنج شخص مهم پنجه بوکس صفار گستاخ وار برنج مانند برنجي کف شير ننر چهارنعل دلاور دلير پردل باشهامت رشيد راد تهم جوان مرد جوانمرد جوان مرد شجاع شير افکن شجاعانه غازيانه دليرانه جوان مردانه تهور شهامت شجاعت رادمردي دليري بارکالله براوو مريزاد هورا آفرين جوش لباس نزاع و جدال کردن سروصدا کردن عربده جو عربده جو عربده جويي نيروي عضلاني عضلاني بودن عرعر عرعر کردن عرعر رويگر برنج سازي رويگر آتشدان برازيليا برزيل برزيلي برزيلي ايجاد شکاف کردن نقض خلف نقض عهد کردن خلف وعده کردن بدقولي خلاف عهد خلف وعده نان لوش نان وپنير ناحيه حاصلخيز سبد نان وسعت نظر کفيل خرج نان آور منکوب کردن منکسر کردن گسيختگي انقصال گسستگي نقض کردن گسيختن درهم شکستن